شهرت مولود ، در جهان كه بيفتد * مهر تو گويى ز كهكشان كه بيفتد
مست طرب گشته آنچنانكه بيفتد * « همچو زمين خواهد آسمان كه بيفتد »
« تا بزند بوسه بر نعال محمّد » * عقل بود ، عاجز از بيان كمالش
عاشق دلخسته هست مست وصالش * بلكه به دنيا نيامده است مثالش
« چشم مرا تا به خواب ديد جمالش » * « خواب نمىگيرد از خيال محمّد »
مىشودش آشكار سرّ نهانى * درك كند گر كسى جهان معانى
بگذرد از روزگار مالى و جانى * « سعدى اگر عاشقى كنّى و جوانى »
« عشق محمّد بس است و آل محمّد »
غنچهء دهان
تو بدين چشم سياه اى صنم رؤيايى * همچو مه در همه خوبان فلك پيدايى
لب چو پرخنده كنى باز خدا مىداند * كه بدان لطف و ملاحت دل ما بربايى
دردم اين است كه اى تازهگل غنچه دهان * تو خود اين نيز بدانى كه چُنين زيبايى
همچو پروانه به گرد رخ ماهت « پيمان » * شده سرگشته كه تو شمع جهانآرايى
ميلاد شاه ولايت حضرت على عليه السلام
آنكه نامش هست جاويدان عليست * جان محض و مظهر جانان عليست
آنكه خيبر را ز جا بركند در * آيتى از قدرت يزدان عليست
آنكه فرمودهست در شأنش نبى * « وال من والاه » را ميدان عليست
پايكوبان شد ملك در آسمان * موجب شادى انس و جان عليست
عاشقان را هست معشوقى مدام * قبلهء حاجات مشتاقان عليست
حامى مظلوم و ظالمسوز دهر * رادمرد عالم امكان عليست
« عين و لام و يا » چه نامى دلرباست * زينتى بر نقش هر ايوان عليست
يكتنه در غزوهء بدر و احد * آنكه مىجنگيد از ايمان عليست
مونس شبهاى تار مؤمنان * درد هر بيمار را درمان عليست
هركجا بينى به بحر و كوه و دشت * مهرآسا بر جهان رخشان عليست