نكنم حاجتش روا چه كنم * رد سائل بود على را ننگ
با چنين بخشش و جوانمردى * كى خورد تير آشنا بر سنگ
دست حاجت به پيش مولا برد * تا كند كام دل روا « آرنگ »
چون نبخشد به دوست مىبخشد * تيغ بر خصم خود على در جنگ
ماده تاريخ رحلت علامه سيد محمد حسين طباطبايى ( قدس سره )
علّامه طباطبايى آن كاو * فخر علماء عالمين بود
در تارك اهل معرفت تاج * بر خاتم اهل دل نگين بود
و ز خرمن فضل و دانش او * ارباب كمال خوشهچين بود
در بحر معارف الهى * بىچونوچرا دُرى ثمين بود
الحق دم روحپرور او * بر گلشن دين چو فرودين بود
و ز روز ازل لبالب او را * از خُمّ غدير ساتكين بود
تاريخ ز طبع خواستم گفت * او « مايهء افتخار دين » بود
چو خواستمش رقم به شمسى * زان رو كه ورا ز مخلصين بود
رخ شست به « آب ديده » گفتا * « بر قلّهء فضل او مكين بود »
1360 - 26 - 1386
عيد نوروز
عيد روزى بود كه كاخ ستم * بر سر ظالمان فروريزد
سايهء شوم اهرمن برود * باز آيد ز پى فرّ ايزد
باد زلف عروس گلها را * بزند شانه مشك تر بيزد
باغ بيند نسيم آزادى * بلبل از دامن گل آويزد
لوح دلها شود چو آيينه * كينهها از ميانه برخيزد
همه فرمان برد ز حكم خرد * همه با ديو نفس بستيزد
همه گيرد ز ريسمان خدا * از نفاق و شقاق بگريزد
عالمان از فساد و از فتنه * زاهدان از ريا ، بپرهيزد