تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
نكنم حاجتش روا چه كنم * رد سائل بود على را ننگ با چنين بخشش و جوانمردى * كى خورد تير آشنا بر سنگ دست حاجت به پيش مولا برد * تا كند كام دل روا « آرنگ » چون نبخشد به دوست مىبخشد * تيغ بر خصم خود على در جنگ

ماده تاريخ رحلت علامه سيد محمد حسين طباطبايى ( قدس سره )

علّامه طباطبايى آن كاو * فخر علماء عالمين بود در تارك اهل معرفت تاج * بر خاتم اهل دل نگين بود و ز خرمن فضل و دانش او * ارباب كمال خوشه‌چين بود در بحر معارف الهى * بىچون‌وچرا دُرى ثمين بود الحق دم روح‌پرور او * بر گلشن دين چو فرودين بود و ز روز ازل لبالب او را * از خُمّ غدير ساتكين بود تاريخ ز طبع خواستم گفت * او « مايهء افتخار دين » بود چو خواستمش رقم به شمسى * زان رو كه ورا ز مخلصين بود رخ شست به « آب ديده » گفتا * « بر قلّهء فضل او مكين بود »
1360 - 26 - 1386

عيد نوروز

عيد روزى بود كه كاخ ستم * بر سر ظالمان فروريزد سايهء شوم اهرمن برود * باز آيد ز پى فرّ ايزد باد زلف عروس گلها را * بزند شانه مشك تر بيزد باغ بيند نسيم آزادى * بلبل از دامن گل آويزد لوح دلها شود چو آيينه * كينه‌ها از ميانه برخيزد همه فرمان برد ز حكم خرد * همه با ديو نفس بستيزد همه گيرد ز ريسمان خدا * از نفاق و شقاق بگريزد عالمان از فساد و از فتنه * زاهدان از ريا ، بپرهيزد
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 87 | سيد محمد باقر برقعى