چون عصر شود براى افيون * در بينى و ديده آب داريم
از لرز خمار و شيره دايم * چرتى برِ آفتاب داريم
يك دسته طبيب طبنخوانده * همچون ملك عذاب داريم
هفتاد و دو جين پرنس والتس * يك شهر پر از جناب داريم
در محكمهها هزار مسند * از حضرت مستطاب داريم
يك گلّه مدير خالى از علم * بدطينت و بدلعاب داريم
سردار و امير اگر بخواهى * يك موج سبيل تاب داريم
نظميهاى مثل ماه تابان * سرباز گل گلاب داريم
از طرفه محاسبين طرّار * فاضل همه در حساب داريم
صد بار برات صرف و تحويل * صادر شده در ركاب داريم
صد مسأله عذر ناموجّه * حاضر شده در جواب داريم
از بهر ددى دو ديو كردار * ارقام فلك جناب داريم
از بهر ردى دو زشت ديدار * عنوان قمر نقاب داريم
ما سگمنشان ز شير و خورشيد * گويا هوس عقاب داريم
خواهند كه ما شويم بيدار * باللّه كه هنوز خواب داريم
اف باد بر اين وطنپرستى * كى نزد خدا جواب داريم
خشت اوّل
اين مثل باشد كه تا گردون رود ديوار كج * گر ز غفلت خشت اوّل را نهد معمار كج
پايهء كاخ حيات ما كج از بنياد بود * صحن كج شد ، بام كج شد ، در كج و ديوار كج
چرخ با ما كجرو از آن است كاندر ملك ما * مردمان راست باشند اندك و بسيار كج
راست نايد كار ما تا هستمان خرچنگوار * راه كج كردار كج گفتار كج هنجار كج
قبلهء مسجد كج و نتوان شدن سوى كنشت * زان كه اينجا نيز راهب را بود زنّار كج