نيست بحثى بر جوانان گر كله كج مىنهند * سالخورده شيخ بر سر مىنهد دستار كج
بلبلى در باغ مىگفت اين و مىناليد زار * گل به گلبن رسته كج بر شاخهء گل خار كج
منزل مقصود اگر خواهى به راه راست رو * كى رسد بارى به منزل چونكه باشد بار كج
آفريد ايزد قلم را راست « بينش » ازچهرو * مىگذارد شاعرش بر صفحهء طومار كج ؟
فكاهى
كوركى سر بر زده اين روزها بر گردنم * كه بود از قطر آن با سر برابر گردنم
سرگران بر من مشو سرمايه و از آنكه هست * از سرت با مايهء كورك گرانتر گردنم
همچو بار منّت دونان بود سنگين و زفت * ز زانكه از اينبار غم شد پشت مضطر گردنم
همچو اشراف از تواضع گردنم عارى شدهست * كاش زود اين سر بزرگى بنهد از سر گردنم
گردنم را اين چه بار است اى خدا گويى كه شد * در مشيّت مشتبه با اسب و استر گردنم
با چنين كورك كه دارد شكل كوهان سطبر * اشترانِ لوك را سازد مصوّر گردنم
درد اين كورك ز بس تلخ است بهر رفع آن * خورد « بينش » همچو شكر نوك نشتر گردنم