تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 562

مساهمون:

ص٥٦٢
آن‌قدر صبر به هجران تو كردم آخر * مُهر طومار وجودم شده باطل چه كنم هر طرف مىنگرم روى به هر سوى كنم * باشد آيينهء حسن تو مقابل چه كنم هر زمان پنجهء نقاش زبردست فلك * نقش در دل كُنَدَم از تو شمايل چه كنم دولت حسن و فضائل به تو ارزانى شد * منِ در جهل فرومانده و كاهل چه كنم عقل وامانده‌تر از جهل شد افتادهء عشق * گو كه با سرزنش مردم جاهل چه كنم

آيت جمال

ما نقش دل‌فريب تو تصوير كرده‌ايم * يك‌آيه از جمال تو تفسير كرده‌ايم تاريك روشن دل ما از ريا تهىست * در راه عشق پيروى از پير كرده‌ايم هر هفت‌بند ناى مرا غم نوا دهد * با غم هميشه نالهء شبگير كرده‌ايم يك حوض كُر به مسجد و ديرى نديده‌ام * ما هم به آب ميكده تطهير كرده‌ايم را هم نمىدهند به كوى وصال دوست * كى در طريق وصل تو ، تقصير كرده‌ايم ناپختگى ماست كه از كم‌بضاعتى * اوصاف بىمثال تو تقرير كرده‌ايم از دفتر زمانه كه ننوشت هيچ‌كس * خواب نديده‌اى ز تو تعبير كرده‌ايم همواره در تلاطم گيسوى پرخمت * دلهاى عاشقان تو زنجير كرده‌ايم نخل بلند عشق اگر بر نمىدهد * ما همچنان حواله به تقدير كرده‌ايم يك‌چند خادم در ميخانه بوده‌ايم * يك‌چند مست كوى تو تعزير كرده‌ايم

شمع انجمن

شمع انجمن ما شده پرنور امشب * صد نفس طعنه زند بر شجر طور امشب مقدم دوست مبارك كه به يمن قدمش * گشت ويرانهء ما خانهء مأمور امشب حالتى هست در اين مستى و هشيارى جمع * مست ديگر نزند طعنه به مستور امشب ساقىام باده به اندازهء همّت مىداد * داد از اندازه برون باده به دستور امشب فالى از كهنه كتابى زدم آمد غزلى * كرد درمان من خسته و رنجور امشب اهل دل زمزمهء عشق در اين محفل كرد * مطربا ناله برآور تو ز طنبور امشب گفت فيض دكن از گنج طرب‌خانهء عشق * « دوده زين شمع پى وسمه برد حور امشب »