تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
( حدود سى هزار بيت ) ، غرر الحكم ترجمهء كلمات قصار حضرت على ( ع ) ، پيغمبر شناخته شده ، دفاع از حسين شهيد در رد كتاب شهيد جاويد ، دفاع از اسلام و روحانيت رد بر دكتر على شريعتى ، پاسخ به بدانديشان در رد بر مردوخ كردستانى ، آيينهء دل ، آيين جهاندارى ، و ديوان اشعار . سرانجام وى در سال 1363 شمسى چشم از جهان فروبست .

مدح حضرت مهدى قائم آل محمد ( عج )

امروز امير الامراء جز تو كسى نيست * بر نامهء دل ، غير تو فريادرسى نيست در كعبه و بتخانه و در دير و كليسا * جز نغمهء ناقوس تو صوت جرسى نيست دلگرمى ما زمرهء افسرده‌دلان را * جز آتش طور تو شهاب قبسى نيست در باديهء عشق تو ، پاى فرس عقل * پى گشت در اين باديه ديگر فرسى نيست غير از هوس ديدن آن قد چو سروت * اندر دل پرحسرت ياران هوسى نيست از هند تن ، از طوطى جان در قفس افتد * جز دام سر زلف تو بر وى قفسى نيست تا شحنهء عدل تو به بازار دو گيتيست * مستان هوا را و هوس را عسسى نيست اى مهدى دين پرده ز رخسار برافكن * ما گمشدگانيم و ره پيش و پسى نيست تو يوسف گم‌گشته و اسلام چو يعقوب * بهر پدر پير تو ديگر نفسى نيست هرچند به صحرا و بيابان ، تو به زندان * در دور تو از ياور و انصار كسى نيست بهر پدرت پيرهنى يا كه پيامى * بفرست كه جز اين ز تواش ملتمسى نيست قربان تو و درد دلت كز غم دوران * جز اشك ، دمادم دگرت دادرسى نيست گرديده مگس منتظران شهد لبت را * زان جمله چو « انصارى » محزون مگسى نيست

مادر

از جنّت خداى چه مىپرسى اى پسر * جنّت بدانكه خاك كف پاى مادر است فرمان ببر ز مادر پير ضعيف از آنك * فرمان مادر تو چون فرمان داور است در پروريدنت قد سروش شده كمان * اكنون مبين كه قد تو نخلى تناور است شبها به پاس خواب تو چشمش نشد به خواب * همچو منجّمى كه دو چشمش بر اختر است در پاى گاهواره بسى خوانده لاىلاى * از لاىلاى اوست كه گوش فلك كر است