در حلقهء عاشقان
ماهى چو تو دلربا نديدم * مهر از رخ تو جدا نديدم
بين همه دلبران عالم * يكتن چو تو دلربا نديدم
چشمم ز رخ تو روشنى يافت * از مهر بهجز ضيا نديدم
افسوس كه جز خطا نكردم * شرمنده كه جز عطا نديدم
در راه وصالت اى دلارام * جز رنج و غم و بلا نديدم
در ورطهء بحر خودپرستى * يك گوهر پربها نديدم
در محضر عارفانهء دوست * يك دل ز خدا جدا نديدم
يارا ز كرم عنايتى بخش * كز خويش بهجز خطا نديدم
راهى بنما به كوى عشقم * كز عشق بهجز صفا نديدم
در حلقه عاشقان صادق * جز ذكر خدا خدا نديدم
گرد راه
چو دل به مهر تو بستم ، ز هرچه بود گسستم * قسم به مهر و وفايت كه جز تو را نپرستم
پرِ خيال گشودم به شوق قبلهء رويت * به آستان حضورت چو گرد راه نشستم
ز يك فريب نگاهت نه عقل ماند و نه هوشم * به ياد نرگس مستت دو صد پياله شكستم
مرا به عشق تو زادند و شير مهر تو دادند * نگر ز دوست عشقت چگونه مهر پرستم
نهال ز چشم حريفان نظر بهسوى تو دارم * ز پا فتادم از اين درد و غم بگير تو دستم
ز ديده اشك فشاندم كه آتشم بنشانى * به شانه زلف فكندى به آتش تو نشستم
ز بىوفايىات اى گل به ناله گفت : « امينى » * به پاى گلبن حسنت چو خار بودم و هستم