با نواى جان شكارى آشكار * يك طرف نجواى سار و شاخسار
يك طرف گلبانگ عشق عندليب * يك طرف آهنگ ابرِ اشكريز
يك طرف فرياد مرغ بىشكيب * يك طرف آواى كبك كوهسار
چيست موسيقى ؟ نهان در جان شعر * چون يكى آيينهاى معنانما
اين يكى را پاى بر فرق خرد * آن يكى را جاى بر اوج سما
هر دو چون آيينه و آيينهدار * چيست موسيقى ؟ نواى همدلى
قصّهگوى آشنا با يادها * شعر را ، همزاد ، در اوج شكوه
در حريم عشقِ اين همزادها * نالههاى عاشق شبزندهدار
چيست موسيقى ؟ تجلّىگاه عشق * قطرهاى از چشمهسار روح پاك
يا صداى نغمهپرداز خيال * در مسير اختران تابناك
يا سرود زهرهء گردون مدار * چيست موسيقى ؟ شكوه بزم انس
در كنار اشك شمع آتشين * نالهء مستانهء مىخوارگان
در ترنّمهاى سازى دلنشين * كه نوازد مطربى آن را به تار
چيست موسيقى ؟ زبان اهل دل * قصّهء شيرين ، حديث « شورها »
از « عراق » و از « سپاهان » تا « حجاز » * « بو سليك » و « مويهها » « ماهورها »
نالههاى هر « مخالف » در « حصار » * « افتخارا » ، شاد ، زى ز آواى عشق
كاين هنر چون روز ، روشن كردهاى * گوهرى رخشنده در كام صدف
از دل دريا برون آوردهاى * ساختى آن را چو درّ شاهوار
درد پيرى
بر سپيدى مىگرايد طرّهء مشكين من * منّت عينك كشد چشم حقيقتبين من
مىزند مشّاطهء پيرى به حكم روزگار * چين به پيشانى به جاى طرّهء پرچين من
خسته از رفتن شده پاى جهانپيما مرا * گر عصاى دست را نبود سر تمكين من