آن غزل است كه به دستيارى سيد على نوربخش ، متخلص به آزاد ، با مقدمهء شادروان جلال الدّين همايى استاد دانشگاه ، در بهمنماه 1321 در اصفهان به چاپ رسيد .
اشعار زير نمونههايى از نظم اوست :
شهرهء ايران
آنكه بر خوان غم عشق تو ، مهمانم كرد * خاطرش شاد كه شرمندهء احسانم كرد
گفته بودم كه ننوشم مى و عشرت نكنم * فصل گل آمد و از گفته پشيمانم كرد
جان من از مرض عشق به فرمان تو شد * نازم آن درد كه شايستهء درمانم كرد
هدهد باد صبا نامهء بلقيس وشى * بر من آورد و از آن نامه سليمانم كرد
آنكه از برگ گلش خار خلد بر كف پا * چشم بد دور كه جا بر سر مژگانم كرد
دوش از زلف شكن در شكنت باد صبا * بسكه آشفته به من گفت پريشانم كرد
بىتو اى غنچه دهان سِير گل و گردش باغ * غنچهسان تنگدل و سربهگريبانم كرد
آفرين بر قلم شهدفشانت « آتش » * كه ز شيرينسخنى شهرهء ايرانم كرد
دل و ديوانه
گر بر اوج فلك آن ماه پرىرو برود * دل ديوانهء من در طلب او برود
طرفه حاليست كه خونم رود از ديده روان * چونكه از چشم مَنَت خنجر ابرو برود
تا دهد جام مىات غير و كنم گريه ز رشك * آب من با تو محال است به يك جو برود
ديد دل خال چو بر روى تو عاشق شد و رفت * اندر آن آتش سوزنده كه هندو برود
ماه آن لحظه تواند زند ار مهر تو ، دم * كه سرش در خم چوگان تو چون گو برود
گر كنم گريه به ياد قد او بر لب جو * سرو را پاىبهگل تا سر زانو برود