تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨

آهنگ ترانه

ديگر مرا از آرزوها هيچ كم نيست * ديگر جهان در چشم من زندان غم نيست او هست و آن لبخند گرم و آرزوبخش * ديگر مرا از آرزوها هيچ كم نيست
* *
هر روز پنهان از نگاه آشنايان * پر مىكشم دزدانه سوى خانهء او مست از شراب آتشين آرزوها * سر مىنهم آهسته روى شانهء او
* *
باور نمىكردم كه روزى پرتو بخت * بر من بتابد اين‌چنين از ديدهء او باور نمىكردم كه روزى نغمهء من * جايى بيابد در دل شوريده او
* *
آه اى كبوترها به شادى پر گشاييد * بر پهن دشت آسمان بيكرانه پروانه‌ها بر شاخه‌هاى گل برقصيد * همراه با آهنگ گرم اين ترانه :
* *
پر مىكشم مستانه سوى خانهء او * ديگر جهان در چشم من زندان غم نيست او هست و آن لبخند گرم آرزوبخش * ديگر مرا از آرزوها هيچ كم نيست

جلوهء آتش

اى بخت رميده در تو آويزم * اى روح لطيف ، با تو آميزم اى صبح دميده ، از فروغ تو * صد جلوهء گونه‌گون برانگيزم با بال نسيم شوق ، پر گيرم * در دامن عشق تو ، درآويزم از ياد تو ، بيش از اين نپردازم * و ز عشق تو ، بيش از اين نپرهيزم تو روح نسيم آتش‌افروزى * من جلوهء آتش شرر خيزم

درد آشنا

گر غم نبود ، چهرهء گيتى صفا نداشت * شادى نبود و اين همه شور و نوا نداشت نقش اميد ، ديدهء جان را نمىفريفت * گر يأس و غم ، در اين دل شوريده جا نداشت گر شب نبود و تيرگى رازپوش او * هرگز سپيده اين همه نور و جلا نداشت