قرآنشناس در اعصار اخيره مىباشد . مبارزات و مجاهدتهاى اين بانوى بزرگوار در زمينههاى فرهنگى و اجتماعى و سياسى در عراق زبانزد همگان مىباشد ، آثار قرآنى او تحت عنوان « مقالات حول القرآن » در « مجله الاضواء » ، چاپ نجف ، انتشار يافته است . بانو بنت الهدى ، نقش بسيار مهمّى در متحوّل ساختن جامعهء زنان مسلمان عراق ، به عهده داشت و در نشر مقاله و كتاب و تدريس فعاليتهاى اجتماعى پرتلاش بود . « 1 »
1016 . اقدس زركش
گلچينى از قرآن ، تفسير سورهء غافر ، تهران : امّت ، 1356 اين اثر در 101 صفحه فراهم آمده است .
1017 . اشرف سعادتى
او كتاب « پرتوى از وحى » ، دربارهء زنان را نگاشتهاند ، كه توسط دار العلم به سال 1353 در 199 صفحه ، به چاپ و نشر رسيده است .
1018 . الهه وكيلى
نگرش تطبيقى « زن در آيينهء قرآن » ، زرتشت ، يهود و مسيحيّت . اين اثر قرآنى توسط معاونت پژوهشى سازمان تبليغات اسلامى تهران ، در 192 صفحه وزيرى به چاپ و نشر رسيده است . تاريخ نشر : اوّل زمستان 1370 .
1019 . اعظم پرچم
نقد و بررسى واژههايى از كتاب « وجوه قرآن » تأليف حبيش تفليسى ، همراه با پژوهشى در ترجمهء الهى قمشهاى . يكى از اعيان تفسيرى قرن پانزدهم هجرى مىباشد . نويسنده ، عضو هيئت علمى دانشكدهء داراى زبانهاى خارجى در گروه عربى مىباشد ، و تحصيلات حوزوى و دانشگاهى است وى ضمن تدريس متون اسلامى ، به تحقيق و تأليف نيز مشغول است . در نوشتهء فوق ، نخست واژههاى قرآنى را از كتاب « وجوه قرآن » گزينش و سپس هريك از معانى داده شده براى آن واژهها را با ترجمه مرحوم الهى قمشهاى تطبيق داده ، و با استفاده از كتب لغت ، ادب ، تفسير و همچنين كتب مربوط به اسباب نزول و نيز كتابهاى مربوط به واژهها و وجوه قرآن ، معنى صحيح را ذكر نموده است . « 2 »
1020 . اعظم پروانه تركان
« پژوهشى در تفسير مفاتيح الغيب و مؤلّف آن » ، نويسنده ، ابتدا به تاريخ تفسير و نقش مفسّران پرداخته است ، و سپس از تفسير به رأى و اينكه آيا تفسير امام فخر كداميك از شيوههاى تفسيرى را در بر دارد ؟ سخن گفته و ابعاد مختلف آن را مورد پژوهش قرار داده است . « 3 »
1021 . پريچه ساروى
ترجمه و تعليق بخش دوّم كتاب « كشف الارتياب عن تحريف كتاب ربّ الارباب » . نويسندهء اين رساله ، علاوه بر ترجمهء متن به صورت گستردهء با استفاده از منابع معتبر ، مطالب آن را نيز ، مورد نقد و تحقيق قرار داده و در جهت اثبات عدم تحريف قرآن و ردّ بر كتاب « فصل الخطاب » ، مباحث سودمندى را ارائه كرده است . قابل ذكر است ، كه نيمهء اوّل متن كتاب ،
هامش
( 1 ) در مورد شناخت اين مفسّره عاليقدر مىتوان به معجم رجال الفكر و الادب فى النجف ، خلال الف عام ، ص 257 - دايرةالمعارف تشيّع ، ج 3 ، ص 424 - نشريات ادوارى در سال 1400 ه . ق مراجعه شود .
( 2 ) ر . ك : مقالات و بررسىها ، دفتر 51 - 52 ، ص 315 ، و كيهان انديشه ، شماره 48 ، ص 158 - 143 .
( 3 ) ر . ك : مقالات و بررسىها ، دفتر 52 ، ص 51 .