ايشان نظرخواهى مىكردند . ( چون بالطّبع ، شيخ به اوضاع مشهد واردتر بودند ) . آنروز نيز ، براى همين منظور آمده بودند . درس تازه شروع شده بود ، و چند سطرى خوانده بودند . صفحات 90 تا 95 از اسفار چاپ سنگى قديم بود .
جايى كه مىگويد : « صراط مستقيم » همان امير مؤمنان ( ع ) ، است . علامه طباطبايى ، پس از نقل روايت يك صفحه - چند سطر كم - از آن چاپ مىخواندند . آنروز درسى به كمال گفتند ، رسم شيخ استاد ، بر اين بود ، كه چون به هنگام درس مهمانى مىرسيد ، از طلّاب عذرخواهى كرده ، درس را تعطيل مىكردند . آنروز به عكس ، عمل كردند :
از آقاى ميلانى عذر خواستند ، و سخنانى به اين مضمون گفتند :
« رفقاى درس از راههاى دور مىآيند ، اگر اجازه بدهيد ، درس را ادامه بدهيم . . . » . مرحوم ميلانى ، مبادى آداب بود ، استقبال كرد ، و تأكيد بر اينكه درس را بفرماييد . بدينگونه درس ادامه يافت .
حتى از يك صفحه چند سطر افزون ، درس تمام شد . و ما فورى برخاستيم ، و درآمديم ، تا وقت آقاى ميلانى ، بيشتر گرفته نشود . شيخ استاد ، به رسم خود تا دم در به بدرقهء طلّاب و دوستان آمدند . دم در به بنده فرمودند ، چون آقاى ميلانى ، تنها آمدهاند ، شما باشيد ، تا در برگشتن ايشان را همراهى كنيد . ( و من به خدمت كردن به عالمان و استادان علاقه داشتم ، و شيخ استاد اين را مىدانستند ) . حدود نيم ساعت در كوچه قدم زدم ، كه آقاى ميلانى ، بيرون آمدند ، و با حاج شيخ ، خداحافظى كرديم ، و من فورى درشكهچى پيدا كردم و با آقا سوار شديم .
آقاى ميلانى فرمودند ، كروك را بكشيد ، و من با كمك درشكهچى كروك را كشيديم . همينكه درشكه به راه افتاد ، بىدرنگ ، گفتند عجب درس پاكيزهاى عجب پاكيزه ! ( تعبير پاكيزه كه چند بار تكرار كردند ، از خود ايشان است ) . عرض كردم ، بله آقا ، ملاحظه فرموديد . . . اگر چيزى خدمتتان عرض شده است خلاف واقع است . فرمودند ، نه ، پاكيزه ، پاكيزه - بعد اضافه كردند :
- پس چطور ردّ هم نكردند ، مىگويند ، ايشان فلسفه را ردّ مىكند . عرض كردم ، اين را هم ظاهرا خلاف خدمتتان عرض كردهاند ، اگر گفتهاند ، كه ايشان مطالب را ناقص و دستوپاشكسته مىگويد ، تا قابل ردّ باشد ، و سپس فىالمجلس هرطور شده آنها را ردّ مىكند ، هرگز اينطور نيست .
ايشان درس فلسفه را - تمام و كمال - مىگويد ، و ادامه مىدهد ، و هر 15 تا 20 روز يكبار ، هنگامى كه فصول و مطالبى تمام مىشود ، و حق مطلب از نظر تدريس علمى اداء مىگردد ، و مىخواهند وارد مطلب ديگر و فصل ديگرى بشوند ، هرجا مطلب اشكالى داشته باشد ، يادآورى مىكنند ، كه اين مبانى و مطالب و دلايل - طبق بحثهايى مستند كه عرضه كردهايم - ناتمام است . چون ايشان بحثهايى عميق دارند ، كه اصحاب درس ايشان ، با آنها آشنايند ، و آن مبانى را مىدانند ، و از نقدها و نقضها آگاهند ، با ارجاع به آنها نظرهاى انتقادى را گوشزد مىكنند ، و سپس وارد بحث بعدى مىشوند ، و بكمال مطالب را شرح مىدهند . و گاه مدتى درنگ مىكنند ، تا ابعاد گوناگون بحث ، و وجوه يا دلايل فلسفى و عرفانى ، روشن شود . و حق مطلب ادا گردد ، و حتى گاه ديگر كتب و مدارك را مىآورند ، و همهء جوانب مطلب را مىسنجند ، و تكميل مىكنند . مجدّد آقاى ميلانى ، تعريف و تأييد كردند .
سپس گفتم : درس معارف قرآنى هم دارند ، كه جداست ، و در روزهاى پنجشنبه و جمعه گفته مىشود .
طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 902
مساهمون: عبد الرحيم عقيقي بخشايشي
ص٩٠٢