تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 865

مساهمون:

ص٨٦٥
اعراب ، مىباشد .

2 . التفسير الكبير :

در چند مجلد ، به زبان عربى ، و شيوهء كلامى ، به انجام رسيده است . مؤلف ، در اين اثر ، تمامى وجوه تفسير آيه را با بهره‌گيرى از روايات و احاديث ائمّه اطهار ( ع ) ، نگاشته است . و مجلد اول از آغاز قرآن كريم تا سوره مباركه هود ، مىباشد .

3 . التفسير الوسيط :

اين اثر ، در يك مجلد ، به زبان عربى ، و شيوهء ادبى و روايى ، داراى مقدمه مىباشد و ظاهر آن است ، كه موفق به اتمام آن نگشته است . در تفسير هر آيه ، جوانب ادبى آيه ، از لغت و اعراب و ساير موارد ، ذكر شده است . و از روايات معصومين ( ع ) ، بهره‌يابى شده است .

4 . تكمله بر تفسير القمى :

اين اثر نيز در يك مجلد ، به زبان عربى ، و شيوهء روايى ، شامل بخشى از قرآن مجيد ، مىباشد . آقاى شهيد صالحى ، در دائرةالمعارف تشيع ، مىنويسد : « مؤلف ، در اين اثر كه در نوع خويش بىنظير است . روايات و احاديث عامّه ، را كه موافق با روايات ، علىّ بن ابراهيم قمى ، گردآورى نموده ، و تكمله‌اى بر تفسير قمى ، از طرق عامه ، نگاشته است .

* محل نگهدارى

تفاسير چهارگانهء فوق ، به خط مؤلف ، نزد سبط وى سيد حسين جلالى ، در كربلا محفوظ بوده ، و امروز نسخه‌هاى مذكور ، نزد سيد محمد رضا جلالى ، از محققين معاصر موجود است . « 1 »

833 . تفسير اشراقى [ م 1368 ه . ق ]

مؤلّف آن ، سخنور توانا و واعظ شهير ، مرحوم حاج شيخ محمد تقى اشراقى ، يكى از اعلام و سخنوران نامى ، قرن چهاردهم هجرى مىباشد . سوره مباركهء يوسف ، به خاطر جاذبه‌هاى تاريخى و حكمت‌هاى عملى و عينى كه دربردارد . بيشتر مورد توجّه مفسّرين و أدباء ، واقع گرديده است . و شايد بيشترين تفاسير و تعليقه‌ها ، روى آن انجام گرفته باشد . يكى از اين تفاسير ، توضيحات تفسيرى مختصر و اجمالى است . كه واعظ نامى مرحوم اشراقى ، بر اين سوره شريفه نگاشته‌اند . شروع نگارش هفتم صيام 1266 ه . ق ، تا پايان محرّم 1367 ه . ق ، ( درست پنج ماه ) طول كشيده است .

* آغاز آن

« انسان بالفطره ، به حيات عشق دارد ، و با عوامل نيستى مبارزه مىكند . و هر موهبتى ، كه دست آفرينش در حقّ او عطا نموده ، از يكى از سه حالت خارج نيست . يا حافظ اصل حيات ، يا مؤثر در ادامه حيات ، يا موجب درخشانى حيات است . حتّى قوانين الهيّه منظورى جز يكى از اين سه را ندارند . پس اساس تمام مواهب ، موهبت حيات است . كه بقيّه خدمتگزاران حيات هستند ، نويسندگان جهان با مرگ و نيستى مبارزه نموده ، حيات خود را در صفحات دفاتر تا ديرزمانى ، ادامه مىدهند ، و با يادگار گذاشتن آثار خود ، با عوامل نيستى نبرد ، دارند . ولى آفت آن دفاتر ، تطوّر و تكامل افكار است . و سير تكاملى افكار ، عزرائيل صحف و دفاتر است . چه بسيارند ، كتب و دفاترى ، كه تبدّل افكار آنها را نيست و نابود ساخته نام و نشانى از آنها باقى
هامش
( 1 ) دائرةالمعارف تشيع ، ج 4 ، ص 567 به نقل از منابع : احسن الوديعة ، ج 1 ، ص 215 ؛ الاعلام ، ج 8 ، ص 59 ؛ الذريعة ، ج 6 ، ص 46 ؛ معارف الرجال ، ج 3 ، ص 232 ؛ معجم المؤلفين ، ج 13 ، ص 216 .