تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 849

مساهمون:

ص٨٤٩

794 . تفسير الفرقان لكنهوئى [ چ 1353 ق ]

مؤلّف آن ، عالم نامى ، حاج سيد على نقى بن ابى الحسن نقوى لكنهوئى ، از مفسّرين امامى سدهء چهاردهم هجرى مىباشد . نام كامل اين اثر قرآنى ، « الفرقان فى تفسير القرآن » ، مىباشد . مؤلّف آن ، كه از عالمان شبه قارّهء هند ، مىباشد . نخست آيات قرآنى را به صورت تدريجى در مجلّه « رضوان » ، منتشر ، و سپس به صورت كتابى مستقلّ به چاپ درآورده است . و در لكنهو ، كه مركز شيعه‌نشين هندوستان ، مىباشد ، به زيور طبع مستقلّ درآورده است . صاحب الذريعة ، ضمن معرّفى آن مىنويسد : « آغاز آن الحمد للّه و الصلاة على رسول اللّه و أوصيائه . حجج اللّه . . . » اين تفسير از آغاز ماه ذىحجه 1353 ه . ق ، در مجلّهء رضوان لكنهوى ، چاپ شده است . و تا ص 168 تا آيه
« مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً »
( سورهء بقره ، آيهء 17 ) در سورهء البقرة آمده است . و آنها را بعد از ترتيب مقدمات تفسير ، در 103 صفحه ، به چاپ رسانده است . و فراغت از مقدمات تفسير در تاريخ 1354 ه . ق ، بوده است . از تأليفات او كتاب قاتلان حسينى ( ع ) ، مىباشد . » « 1 »

795 . مقتنيات الدرر سيّد على حائرى [ م 1353 ق ]

مؤلّف آن عالم بزرگوار ، سيد علىّ بن حسين بن يونس لاريجانى حائرى ، يكى از اعلام بزرگوار فقهى و تفسيرى در قرن چهاردهم هجرى مىباشد . او در سال 1270 ه . ق ، در كربلا ، متولّد ، و مدّتى در حوزه كربلا ، از علماى بزرگوار آن حوزه تلمّذ نمودند . سپس به سامرّاء رفته ، و از محضر مجدّد شيرازى ، برخوردار شده است . سپس با دستور ايشان كمى پيش از رحلت به سال 1312 ه . ق ، به تهران تشريف‌فرما شده‌اند . او از شدّت تقوى ، به امور زعامت تصدّى ننمودند . با آنكه اهل و شايستهء آن بود ، او فرد عابد و زاهد و صالحى ، بود ، از مردم بريده و معاشرت را كنار گذاشت . او لحظه‌اى وقت و فرصت را ضايع نمىنمود . و به تأليف تفسير بزرگ فوق كفايت نمود ، كه اخيرا در 12 مجلد ، از سال 1377 تا 1381 ه . ق ، به چاپ رسيده است . مرحوم حاج آقا بزرگ ، در نقباء البشر ، ذكر خيرى از او نموده ، و دوران مصاحبت او را يادآور شده است . و مىنويسد : « منزل جدّ او سيّد يونس ، در كربلا ، كنار طاق نقيب معروف بود ، كه فرزندش سيد مهدى شمس الفقهاء ، مىنشست . » « 2 » او از محضر بزرگان عصر خصوصا حضرت آية اللّه العظمى حاج سيد ابو القاسم خويى ، خوشه چينى كرد ، و به مرتبهء اجتهاد نايل آمد ، و نجف را براى اقامت برگزيد . از مشهور شدن و در معرض فتوى قرار دادن خويش اجتناب ورزيده و در انزوا مشغول تحقيق و تدريس بود تفسير وى به زبان عربى و در 12 جلد مىباشد . و به سبك ادبى و تحليل و ترتيب خاصّ تنظيم شده است . و به طور فشرده مباحث را مطرح مىكند . و مباحث فلسفى و نظرى را بسيار ساده ، مطرح مىكند . بيشتر به اخبار با ديد نقّادانه نظر دارد . و بيشتر روش مجمع البيان ، را گزيده است ، و در مباحث اخلاق روش خواجه نصير الدّين طوسى ، را تعقيب كرده است . « 3 » اين تفسير در تهران ، توسط دار الكتب الإسلامية ، از سال 1337 ش ، تا 1342 ش ، به قطع وزيرى در 12 جلد ، به چاپ رسيده است .
هامش
( 1 ) الذريعة ، ج 16 ، ص 175 ، كد معرّفى 529 . ( 2 ) الذّريعة ، ج 22 ، ص 35 ، كد معرّفى 5925 - نقباء البشر ، ج 4 ، ص 1422 ، كد معرّفى 1934 . ( 3 ) آشنايى با تفاسير قرآن ، ص 101 - 102 .