قرن سيزدهم ؛ قرن ركود و خمود تفاسير قرآنى
گرد قرآن گرد ، زيرا هركه در قرآن گريخت * آن جهان رست از عقوبت ، اين جهان جست از فتن
چون همىدانى كه قرآن را رسن خوانده خدا * پس تو در چاه طبيعت چند مانى در وَسَن
اشاره به حديث :
« اذا التبست عليكم الفتن ، كقطع الليل المظلم ، فعليكم بالقرآن » .
شهريار گويد :
رام شد زير نگين قلمم ديو و پرى * نقش آصف زدم و حكم سليمان كردم
شيوهء كار من از خواجهى شيراز بپرس * كآنچه استاد گفت بكن ، آن كردم
« شهريارا » به بياض سحر و زر خط شمع * كه همه مشق خود از سرخط قرآن كردم
قرآن كريم در ستيغ بلاغت و اوج قلل فصاحت ، و در بالاترين مدارج جزالت بيان و سلاست تعبير ، همچون خورشيد تابناك سپيدىآفرين در آسمان جزيرة العرب طلوع نمود ، و به روشنگرى آفاق و اكناف خود پرداخت ، و در اندك مدّتى ، پس از سپرى شدن عصر رسالت ، و دوران حاكميت اسلام تفاسير فراوانى را دور خود پديد آورد ، كه در حجم بسيار وسيع و متنوّع خود ، صفحات زرّين و پربارى را در فرهنگ اسلامى تشكيل مىداد ، كه تحقيق و بررسى آثار فراهمشده در اين رشته ، تحقيقى عميقتر و جستجوى دقيقترى را مىطلبد ، ولى با كمال تأسّف اين امر هنوز تحقّق عينى پيدا نكرده است ، و هنوز دانش تفسيرشناسى و طرح انديشههاى مفسّران پژوهشگر ، مراحل آغازين و ابتدائى خويش را مىگذراند ، و جا دارد سرمايهگذارى فكرى و معنوى وسيعترى در اين رشته ، به كار گرفته شود . اين تلاش ابتدايى و بررسى كوتاه ما مىتواند سرآغاز شروعى وسيع و دامنهدارى باشد ، كه جهان گستردهء قرآن ، آن را به شدّت و سرعت مىطلبد ، و از حوزههاى علمى اسلامى ، انتظار آن را مىكشد .
* پيشگفتار
قرن سيزدهم هجرى ، نه از نظر تعداد و شمارش تفاسير ، و نه از نظر موقعيّت اجتماعى و سياسى ،