شعر نخبة المقال را در حقّ او مىآورد ، كه گويد :
« ثمّ ابن عبد اللّه ذو البيان * معتمد محقّق بحرانى » « 1 »
435 . تفسير نعمت عظمى محمد عالى [ م 1121 ه . ق ]
مؤلّف آن ، ميرزا نور الدّين محمّد ، متخلّص به عالى ، يكى از اعيان تفسيرى هندوستان ، در قرن دوازدهم هجرى مىباشد .
وى كه از اورنگ زيب ، لقب نعمت خان گرفته ، و تخلّص « عالى » ، داشته است ، به عنوان نگارندهء « وقايع حيدرآباد » ، و « بهادرشاهنامه » و ديگر نوشتهها معروف مىباشد ، و در سال 1121 ه . ق ، رخت از اين جهان بربسته است .
نعمت عظمى ، تفسيرى است ، كه در سال 1112 ه . ق ، به آن آغاز ، و در سال 1115 ه . ق به انجام رسانده ، و به اورنگ زيب ، پيشكش و هديه كرده است . « 2 »
436 . شرح لغز الكشّاف قزوينى [ زنده در ، 1123 ق ]
مؤلّف آن ، مولى محمّد مهدى بن مولى على اصغر قزوينى ، يكى از اعيان تفسيرى قرن 12 هجرى مىباشد .
او كه معاصر شيخ حرّ عاملى ، و مدّتى نيز پس از وى زنده بوده است ، شرحى بر تفسير كشّاف ، نگاشتهاند كه تاريخ فراغت از آن در سال 1098 ه . ق رخ داده است . مرحوم حاج آقا بزرگ تهرانى ، آن را در كتابخانهء آية اللّه سيّد حسن صدر ، مؤلّف تأسيس الشّيعة لعلوم الإسلام ، مشاهده نموده است كه به خطّ خود مؤلّف بوده است . « 3 »
وى علاوه براثر تفسيرى فوق ، تأليفاتى نيز دارد ، كه مرحوم قوچانى تعدادى از آنها را آورده است ، و از آن ميان :
1 . ذخائر العاملين في شرح دعاء الصنمين .
2 . جناح النّجاح .
3 . شرح الزيارة الرجبيّة .
4 . الماء المعين .
5 . غناء الأديب في شرح مغنى اللّبيب .
كه به ترتيب در 10 / 9 ، 13 / 255 ، 14 / 46 ، 15 / 349 و 19 / 13 الذّريعة معرّفى شدهاند . « 4 »
437 . حاشيهء تفسيرى علّامه تنكابنى [ م 1124 ه . ق ]
مؤلّف آن ، علّامهء بزرگوار ، مولى محمّد بن عبد الفتاح تنكابنى ، مشهور به « سراب » ، يكى از اعلام تفسيرى قرن دوازدهم هجرى مىباشد . او تأليفات و تصنيفات متعدّدى دارد ، كه سفينة النّجاة در اصول دين و امامت ، و ضياء القلوب در خصوص امامت ، و حاشيه بر معالم در اصول ، و ديگر همين كتاب تعليقه بر زبدة البيان مقدّس اردبيلى ، مىباشد ، كه خود او در شمار تأليفات خويش آورده است . « 5 »
حاشيهء فوق ، تعليق كوتاه و مختصرى بر كتاب زبدة البيان في أحكام القرآن تأليف مولى احمد مقدّس اردبيلى ( ع ) ، مىباشد ، كه فرزند محشّى ، مولى محمّد صادق تنكابنى ، به امر والد خويش ، تدوين نموده است .
او علاوه بر اين تعليقه ، تفسيرى هم بر سورهء « الفيل » ، دارد ، كه با ذكر خصوصيّات داستان ، و قواعد بسيارى در حدود هزار سطر تأليف نموده است ، و دو تفسير ديگر از سورهء القدر به زبان عربى
هامش
( 1 ) ريحانة الأدب ج 5 ، ص 237 و 238 .
( 2 ) ادبيّات فارسى بر مبناى استورى ، ص 98 و 99 .
( 3 ) الذّريعة ج 13 ، ص 46 ، كد معرّفى 1680 .
( 4 ) معجم مؤلّفي الشّيعة ، ص 319 .
( 5 ) مجلّهء تراثنا ، شمارهء 18 ، ص 113 .