تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 605

مساهمون:

ص٦٠٥
خراسانى ، يكى از اعلام قرن يازدهم هجرى مىباشد . صاحب رياض ، شرح حال او را مىآورد ، و تأليفات او را برمىشمارد . سپس شرح حال فرزند هوشيار و ذكىّ او ، معزّ الدّين را كه آيتى از ذكاوت و حافظه بود ، مىآورد و مىنويسد : « او به بلاد هند مهاجرت كرد ، و در آن ديار از دنيا رفت . » از تصانيف معزّ الدّين ، انموذج العلوم را مىشمارد ، كه در ، ج 2 ص 407 الذّريعة ، معرّفى آن صورت گرفته است . او از شاگردان محقّق خوانسارى بود . امّا مؤلّف اين تفسير ، در رياض العلماء ، از اساتيد او ، فقط شمس الدّين محمّد گيلانى و مولى سلطان محمود شيرازى ، قاضى مشهد را آورده است ، و مىنويسد : « او از شيخ على ، سبط شهيد ثانى ، به هنگام تشرّف به زيارت مشهد رضوى ، كسب اجازه نموده و او اجازه صادر نمود . صاحب رياض ، مىافزايد : « من اجازهء او را با خطّ مجيز ديده‌ام . » صاحب الذّريعة ، مىنويسد : « بجا بود ، صاحب روضات ، ( ص 197 ) از تلاميذ محقّق خوانسارى ، شرح حال مرحوم سيّد معزّ الدّين پسر را بنويسد ، نه آنكه شرح حال پدرش را كه سالها پيش از محقّق خوانسارى از دنيا رفته است . » « 1 » مرحوم افندى ، صاحب رياض العلماء ، شرح حال او را آورده است ، و او را به عنوان فاضل عالم ، و حكمى مشرب ، معاصر ، كه عقليّات را از ملّا شمس الدّين محمّد گيلانى فرا گرفته است ، و علوم منقول را از قاضى سلطان محمود شيرازى . او در اين ايّام ، در مشهد مقدّس رضوى ( ع ) ، از دنيا رفته است ، و وفات او حدود 1097 ه . ق مىباشد . او از شيخ على ، نوهء شهيد ثانى ، به هنگام ورود به مشهد ، استجازه نموده است ، و او نيز اجازه داده است . او اولاد فاضلى دارد ، كه يكى از آنها سيّد معزّ الدّين محمّد مىباشد ، ولى او به پدرش عاقّ بود ، و عاقّ بودن او در اثر ذكاوت فراوان و تمسخر و تحقير فكر و انديشهء پدر ، بوده است . ولى گويا در اواخر عمر ، نظر او را جلب نمود . او رساله‌اى در تفسير توحيد ، و رساله‌اى در تاريخ علماء ، و وفيات آنان دارد . » « 2 »

380 . تعليقهء سيّد ميرك تونى بر تفسير صافى [ م 1098 ق ]

مؤلّف آن ، عالم فاضل ، متكلّم فقيه ، مدرّس جليل القدر ، سيّد ميرك موسى بن امير محمّد ، اكبر حسينى تونى « 3 » ، ملقّب به ميرك ، نزيل مشهد ، يكى از اعلام تفسيرى در قرن يازدهم هجرى مىباشد . شاگردش محمّد صادق نيشابورى ، در اجازه‌اى كه به مولى محمّد شوشترى ( متوفّى 1110 ه . ق ) ، نگاشته است ، از استاد عالىقدرش ميرك موسى ، اين چنين تعبير مىآورد : « سيّد حسيب و نسيب ، جامع بين معقول و منقول ، صاحب استعداد درخشان و نهاد پاك ، ميرك موسى حسينى ، مدرّس و خادم روضهء رضيّهء رضويّه ( ع ) . . . » ، آنگاه مىگويد كه استادش از شيخ بزرگوارش اكمل و افضل ، علّامهء نحرير و متقن ، مولى محمّد مؤمن ، و او نيز از دو استاد بزرگوارش ، يكى شيخ بهائى ، با آن اسنادى كه در كتاب اربعين ذكر نموده است ، و دوّمى فقيه محدّث ، ملّا صدرا ، از استادش ميرزا محمّد امين استرآبادى ، با آن اسناد و طرقى كه در كتابهاى
هامش
( 1 ) الذّريعة ج 4 ، ص 340 ، كد معرّفى 1483 . ( 2 ) رياض العلماء ج 4 ، ص 335 - 337 ، طبقات اعلام الشّيعة ، قرن 11 ، ص 436 . ( 3 ) « تون » بنا به نوشتهء قاموس الأعلام ، قصبهء كوچكى است در خطّهء قهستان ( كوهستان ) خراسان ، از ايالات ايران ، كه قلعهء ملاحدهء اسماعيليّه در آنجا قرار داشت ، و به مسافت 180 كيلومتر از جنوب غربى مشهد مقدّس رضوى ( ع ) ، در كنار نهرى كوچك واقع است . ( ريحانة الأدب ، ج 1 ، ص 355 ) .