ابتداء و ارتجالا ، تنظيم شده است . محقّق خبير و متتبّع بصير مىتواند در هر قرنى از قرون ، در گنجينههاى دانشمندان اسلامى به همين تعداد از غرائب و عجايب قرآنى دست يابد .
363 . المصابيح السّاطعة ، شرفى [ م در قرن 11 ]
مؤلّف آن ، عالم وارسته ، سيّد عبد اللّه بن احمد شرفى ، يكى از اعلام زيدى در قرن يازدهم هجرى مىباشد . او تفسير قرآن را از سورههاى پايانى آن آغاز نموده است و اين تفسير ، در چند مجلّد قرار دارد ، و داراى مباحث كلامى و اعتقادى مىباشد ، كه نوعا از تفسير كشّاف ، نقل و اقتباس مىنمايد ، و اغلب استناد او در تفسير آيات ، به پيشوايان آل البيت ( ع ) ، از زيديّه ، به ويژه قاسم بن ابراهيم و فرزندش محمّد بن قاسم ، مىباشد . او در پيشگفتار تفسير ، به مباحث كلّى از علوم قرآن ، اشاراتى دارد .
* آغاز آن
« الحمد للّه الّذي جعل القرآن نورا هدانا به من ظلمات الضّلالة و رحمة و شفاء من داء كلّ عمى و جهالة . » « 1 »
* تأليف ديگر او
او علاوه بر تفسير فوق ، تأليف ديگرى نيز ، دارد ، كه نام آن ، « جواب امير المؤمنين على مسائل الشّاك فى القرآن العظيم » ، مىباشد . « 2 »
364 . تفسير تجلّى شيرازى [ م 1085 ق ]
مؤلّف عاليقدر آن ، مولى على رضا بن ملّا كمال الدّين حسين اردكانى شيرازى نزيل اصفهان ، ( متوفّى 1085 ه . ق ) ، يكى از مفسّران اديب و شاعر قرن يازدهم هجرى مىباشد .
او كه از محضر پرفيض آية اللّه حاج آقا حسين محقّق خوانسارى ، تلمّذ نموده است ، در سرودههاى خويش به عنوان « تجلّى » ، تخلّص مىكرده است ، وى اديب دانشورى است ، كه آثار و تأليفات متعدّدى از خود به يادگار ، گذاشته است . يكى از آنها ، كتاب « سفينة النّجاة » ، مىباشد ، كه به زبان فارسى پيرامون امامت و ولايت بحث و گفتگو مىنمايد . اين كتاب ، در ايران به چاپ رسيده است .
منظومهء معروف « معراج خيال » ، يكى از سرودههاى بلند ادبى اوست ، كه در سال 1313 ه . ق در بمبئى هندوستان به چاپ رسيده است . « 3 »
دكتر ذبيح اللّه صفا ، در « تاريخ ادبيّات در ايران » ، جايى كه پيرامون برگزارى يا عدم برگزارى نماز جمعه در ايّام غيبت بحث مىكند ، مىنويسد :
« عليرضاى شيرازى ، مشهور به « تجلّى » ، ( متوفّى 1085 ه . ق ) ، رسالهاى در همين باب ، يعنى حرمت نماز جمعه در غيبت امام عصر ( عج ) ، نگاشت » .
و در جاى ديگر عنوان مستقلّى را جهت معرّفى او باز مىگشايد و مىنويسد : « ميرزا عليرضاى اردكانى ، متخلّص به « تجلّى » ، از شاگردان مشهور محقّق خوانسارى است . او از كدخدازادگان اردكان فارس بود ، كه در آغاز جوانى به اصفهان رفت ، و در آنجا به كسب دانش پرداخت ، و پس از مدّتى تعلّم ، در خدمت محقّق مذكور ، سفرى به هند كرد ، و از جانب بزرگان آن ديار مهربانيها ديد . ليكن در آنجا خيلى نماند ، و به اصفهان بازگشت ، و به سبب مقام علمى كه داشت ، در آن شهر شهرت بسيار يافت ، و به مرتبهء مدرّسى مدرسهء والده رسيد ، و شاهعبّاس دوّم به سال 1072 ه . ق ، محلّى را در اردكان به رسم
هامش
( 1 ) مؤلّفات الزيديّة ، ج 1 ، ص 22 .
( 2 ) مؤلّفات الزيديّة ، ج 3 ، ص 217 .
( 3 ) الذّريعة ج 4 ، ص 267 ، كد معرّفى 1240 ، طبقات اعلام الشّيعة ، ج 5 ، ص 201 و 202 .