نسخهاى از اين تفسير ، از سورهء هود تا پايان قرآن مجيد ، موجود است ، كه با خطّ نستعليق نگارش يافته است ، و نويسندهء آن كه به نام عبد الشّعار عبد الرزّاق دهلوى است ، از كتابت آن در ربيع الأوّل سال 987 ه . ق ، فراغت يافته است . قسمت پائين جلد در اثر صحّافى از بين رفته است . ملّا عبد السّميع سبزوارى نامى ، آن را به مدرسهء سميعيّه وقف نموده است . عناوين « قوله » ، با شنگرف ، تحرير يافته است . ورق ترمه و قطع ، وزيرى مىباشد . تعداد سطور 27 .
260 . ترجمة الخواصّ زوارهاى [ م 947 ق ]
مؤلّف آن ، ابو الحسن علىّ بن حسن زوارهاى از علماى قرن دهم و از شاگردان سيّد غياث الدّين جمشيد ، ( متوفّى 988 ) و محقّق كركى ( متوفّى 940 ) بوده است . « 1 » كار نگارش اين تفسير فارسى كه به نام « تفسير زوارهاى » معروف است ، و در سال 946 ه . ق به پايان رسيده است . وى گويد : « تاكنون در تفاسير ، توجّهى به آيات با بركاتى كه در شأن امير المؤمنين ( ع ) و مناقب اهل بيت سيّد المرسلين ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) مىباشد ، مبذول نشده است . لذا با توجّه به تفاسير مواهب عليّه ، دست به تأليف اين تفسير زدم » . او استاد ملّا فتح اللّه كاشانى صاحب تفسير منهج الصّادقين در 10 جلد مىباشد .
* شمارى از تأليفات او
علاوه بر تفسير فوق ، آثارى از او به يادگار مانده است كه ، ترجمهء احتجاج طبرسى ، لوامع الأنوار الى معرفة الأئمّة الأطهار ( ع ) را مىتوان ذكر نمود .
اين تفسير ، در مراكز متعدّد نگهدارى كتاب ، محافظت مىشود ما فقط به ذكر يكى از آن مراكز اشاره مىنمائيم :
فهرست كتابخانهء آية اللّه مرعشى نجفى ( ره ) ، قم ج 7 ، ص 282 ، تحت شمارهء 2714 ، از اوّل تا سورهء كهف را معرّفى نموده است ، و مجموعهء نفيس « معجم مخطوطات الشّيعة حول القرآن ، از انتشارات دار القرآن الكريم ، وابسته به مدرسهء آية اللّه العظمى گلپايگانى ، 30 مركز از مراكز نگهدارى آن را معرّفى نموده است . طالبان و مشتاقان مىتوانند به آن كتاب مراجعه فرمايند . « 2 »
* شيوهء تفسير
زوارهاى ، در تفسير خود ، از شيوهء نگارش كاشفى سبزوارى بهره گرفته است ، ولى به تفسير آياتى پرداخته است كه ، در شأن و منزلت اهل بيت ( ع ) مىباشد و آن آيات را برحسب احاديث و روايات موثّق كه از ائمّهء هدى رسيده است تفسير نموده است ، و در لابلاى مباحث نقلى آن ، مطالب عقلى نيز به چشم مىخورد . نكات عرفانى نيز در متن اين تفسير ملاحظه مىشود . وى از سعيد بن جبير ، ابن عبّاس ، و فضل بن حسن امين الإسلام ، مشهور به طبرسى ، مطالبى را نقل كرده است ، و از ميان تفاسير شيعه ، بيشتر از همه ، از تفسير عليّ بن ابراهيم قمى ، و نيز غرائب التّفسير ، لباب التّفسير و تفسير كبير ابو الفتوح رازى ، و همچنين از كتاب كشفالغمّهء مرحوم اربلى ، كه خود آن را ترجمه كرده است ، بهرهمند مىباشد او مطالبى را نيز از آثار عرفانى ، چون كنز العرفان ، كشف الأسرار ، مصابيح القلوب ، بحر الحقائق ، معالم التّنزيل ، زاد المسير ، و بحر الدّرر آورده است .
آغاز تفسير : « بسم اللّه الرّحمن الرّحيم . حمد بىحدّ و شكر بلاعدّ ، منعمى را سزد كه شقايق
هامش
( 1 ) بايد توجّه داشت اين غياث الدّين ، غير از آن غياث الدّين جمشيد ، منجّم و فلكى معروف است ، آن دو بيش از هفتاد سال باهم فاصله دارند .
( 2 ) معجم مخطوطات الشّيعة حول القرآن ، ص 26 .