تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
فقيه محمد بن فقيه على حامد » و ظاهر اين القاب نشانگر آن است كه فروشندهء كاتب و مشهود ، همگى از علما و فضلاى عصر خود بوده‌اند . از آثار آنان ، جز همين نسخهء نفيس موجود كه در نجف اشرف ، در بقاياى كتابخانهء سيد علّامه عاملى ، مؤلّف « مفتاح الكرامة » ، موجود بوده است ، چيز ديگرى را نشان نداريم . اين تفسير با نام خاص ناميده نشده است ، فقط مؤلف در پايان آن نوشته است : « تفسير كتاب اللّه ، كه در بردارندهء حقايق و دقايق قرآن مىباشد . مؤلّف آن نيازمند رحمت خدا ، ابو الفضل بن شهر دوير يوسف ، مباشرت نمود » . او در تفسير آيهء
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ
تصريح نموده است كه ولايت الهيه در خصوص عطاكنندهء زكات در حال ركوع ، ثابت گرديده است ، و حديث تفسير صادقين را به على ( ع ) و شيعيان او روايت نموده است ، و به ايمان ابى طالب حكم نموده است ، و گفته است : « او مؤمن از دنيا رفته است ، به قرينهء اشعار كامل و سخنان او در مقامات متعدده . » او در اين كتاب احاديث فراوانى از جعفر بن محمّد صادق ( ع ) روايت نموده است . در اغلب موارد على ( ع ) را با لقب امير المؤمنين توصيف مىنمايد . در آغاز سورهء مريم ، حديث « نحن معاشر الانبياء لا نورّث » را ، اختراعى در مورد غصب فدك به شمار آورده است . و مقصود از كلمهء
يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ
( مريم / 6 ) را ، ارث مالى تعبير نموده است ، نه ارث علمى و دانش . و داستان بيرون آوردن عايشه پيراهن و نعل رسول اللّه ( ص ) را ، هنگامى كه بر ضدّ عثمان سخن مىگفت ، و وارد ساختن خطبهء حضرت زهرا ( س ) ، و احتجاجات او را ، به عين آنچه در احتجاج طبرسى موجود مىباشد ، آورده است . او اغلب از تفسير شيخ طبرسى ، ( متوفى 548 ه . ق ) ، تفسير زمخشرى ، ( متوفى 538 ه . ق ) ، و تفسير الامام الناصر للحق ، و غريب القرآن ، و درّة الغوّاص حريرى ، ( متوفى 516 ه . ق ) ، و كشف المشكلات ، و جز آنها روايت مىكند . » « 1 »

* گفتار صاحب مؤلّفات الزيديّة

صاحب مؤلّفات الزيديّة ، او را از مؤلّفين زيدى مىشمارد ، و كتاب تفسير القرآن و دلائل التّوحيد را از او نقل مىكند . « 2 » ضمنا تفسير پدرش ، بهاء الدّين يوسف بن حسن ديلمى را نيز مىآورد « 3 » . باز در بخش ديگر ، دلائل التوحيد ابو الفضل بن شهردوير ديلمى را مىآورد « 4 » .

222 . تفسير ابن متوّج [ م اواخر قرن هشتم ]

مؤلّف آن ، فخر الدّين احمد بن عبد اللّه بن سعيد بن متوّج بحرانى ، ( متوفّى اواخر قرن هشتم ) ، يكى از اعلام شامخ اين قرن مىباشد . خاندان متوّج ، خاندان علم و دانش و دودمان تقوا و فضيلت بوده‌اند . ازاين‌رو چند نفر از آنان در مسير تفسير و علوم قرآنى قرار دارند ، و نوعا كتابهاى متشابه هم نيز نوشته‌اند . ازاين‌رو اغلب به همديگر مشتبه مىگردند . مورد گفتار ما ، فخر الدّين احمد بن عبد اللّه است ، كه مؤلّف « النّهاية در تفسير خمسمائة آية » ، مىباشد علاوه بر آن ، كتاب « النّاسخ و المنسوخ » نيز از او هست .

* گفتار صاحب الكنى و الألقاب در معرّفى او

مرحوم حاج شيخ عبّاس در معرّفى او مىنويسد : « شيخ فخر الدّين اين متوّج ، مردى عالم به علوم غريبه و ادبيّه ، فاضل ، فقيه ، مفسّر ، اديب ، شاعر ، و به علم تقوا مشهور ، و صاحب تأليفات فراوانى بود .
هامش
( 1 ) الذريعة ج 4 ، ص 257 و 258 . ( 2 ) مؤلّفات الزيديّة ج 3 ، ص 180 . ( 3 ) مؤلّفات الزيديّة ج 1 ، ص 314 . ( 4 ) مؤلّفات الزيديّة ج 1 ، ص 472 .