تعليقات ، حواشى و ايراداتى است ، كه ابن ادريس بر كتاب تبيان داشته است . بنا به تصريح مرحوم علّامه حاج آقا بزرگ تهرانى ، فراغت ابن ادريس ، از اين مختصرنگارى ، در اواخر ذىحجّه 589 ه . ق ، بوده است . « 1 »
* گفتار مرحوم مدرّس
صاحب ريحانة الادب ، پس از معرّفى نسب و تبار او مىنويسد : « ابن ادريس از مفاخر علماى شيعه در اواخر قرن ششم مىباشد . او از خانوادهء علم و كمال ، فقيه ، اصولى ، محقّق ، مدقّق ، عميق الفكر و دقيق النّظر ، از تلامذهء ابن زهره و بعضى اكابر ديگر از مشايخ اجازهء ابن نما محمّد بن جعفر و نظائر وى مىباشد . » او سپس در مقام معرّفى تأليفات او مىنويسد : « التّعليقات ، حواشى و ايرادات او است ، كه بر تفسير تبيان شيخ طوسى ، داشته است . اصل نسخهء آن به خطّ مؤلّف ، در فارس به نظر شيخ حرّ عاملى رسيده است ، و ظاهر آن است ، كه آن غير از مختصر التّبيان او است . » « 2 »
نظر نوع محقّقان بر اين است ، كه ابن ادريس ، دو اثر قرآنى داشته است : 1 . مختصر تفسير التّبيان 2 . تعليقه و تحشيه بر تفسير التّبيان .
184 . مفتاح التّفسير برهان الدّين ابى الخير حمدانى [ اواخر قرن ششم هجرى ]
مؤلّف عاليقدر آن ، شيخ بزرگوار ، ابو الحارث برهان الدّين ، محمّد بن ابى الخير علىّ بن ابى سليمان ظفر حمدانى ، از اعلام اواخر قرن ششم هجرى مىباشد .
شيخ منتجب الدّين رازى ، در مقام معرّفى او گويد :
« او عالم ، مفسّر ، صالح و واعظ مىباشد . و او را است كتابهاى مفتاح التّفسير ، دلائل القرآن ، عين الوصول و شرح الشّهاب . » « 3 »
مرحوم حاج آقا بزرگ تهرانى ، پس از نقل قول شيخ رازى در مقام معرّفى دلائل القرآن ، تحت كد 1038 مىفرمايد : « معلوم مىشود ، كه برهان الدّين و پسرش محمّد با شيخ رازى ، معاصر بوده و در قرن ششم مىزيستهاند ، ولى محمّد پسر او ، تا قرن هفتم حيات داشته است ، چون با خطّ خودش ، نسخهاى از فهرست شيخ منتجب الدّين را در سال 613 ه . ق ، آنچنانكه شهيد اوّل ، در پايان نسخهاى كه از اين دستنويس استنساخ كرده است ، مىآورد . » « 4 »
باز در جاى ديگر ، در مقام معرّفى مفتاح التّفسير ، عين سخن شيخ رازى را آورده است . « 5 »
مرحوم آية اللّه العظمى خويى ( ره ) ، در كتاب معجم رجال الحديث ، عين گفتار شيخ رازى را در مقام معرّفى او آورده است ، و در مورد فرزندش محمّد بن محمّد بن على حمدانى مىنويسد : « فقيه و فاضل مىباشد و بس ، بىآنكه چيزى بر فرمودهء شيخ رازى افزوده باشد . « 6 »
هامش
( 1 ) الذّريعة ج 20 ، ص 184 و 185 ، مقدّمهء استاد سبحانى بر تفسير تبيان ، ص 210 ، چاپ جامعهء مدرّسين قم .
( 2 ) ريحانة الادب ج 7 ، ص 378 .
( 3 ) فهرست رازى ، ص 105 ، كد معرّفى 378 - امل الآمل ، ص 504 - جامع الرّواة ، ج 2 ، ص 48 - تنقيه المقال ، ج 2 ، ص 60 .
( 4 ) الذّريعة ج 8 ، ص 252 ، كد معرّفى 1038 .
( 5 ) الذّريعة ج 21 ، ص 323 ، كد معرّفى 5287 .
( 6 ) معجم رجال الحديث ج 14 ، ص 243 ، كد معرّفى 9983 .