قرن ششم ؛ عصر مجمع البيان و طبرسى
صد جهان باقى است در قرآن هنوز * اندر آياتش يكى خود را بسوز
برگ و ساز ما ، كتاب و حكمت است * اين دو قدرت ، اعتبار ملّت است
« بلخى افغانى »
قرن ششم هجرى ، يكى از درخشانترين دورههاى علوم قرآنى و معارف تفسيرى است . چون در آن مقطع تاريخى ، شيعه از اوضاع سياسى و اجتماعى نسبتا مساعدترى برخوردار بوده است . به كمك همين امنيّت نسبى است كه در زمينهء علوم و معارف قرآنى نيز از رشد و بالندگى قابل توجّهى برخوردار گشته است . در اين قرن تفاسير مشهور و ارزشمندى پا به عرصهء حيات نهادهاند ، كه از آن ميان تفسير معروف ابو الفتوح رازى ، تأليف حسين بن محمّد بن احمد خزاعى در چندين مجلّد ، يا تفسير قطب راوندى ، تفسير ضياء فضل بن على حسنى راوندى كاشانى ، و تفسير محمّد بن احمد بن على فتّال نيشابورى ، و بالاخره تفسير مجمع البيان طبرسى در 10 مجلّد در 2765 صفحهء بزرگ ، پا به عرصهء حيات نهادهاند . به اين ترتيب ، اين قرن را مىتوان قرن قرآن و تفسير ناميد . قرنى كه توانسته است ، در فضاى حياتى خود ، تفاسير جامعى مانند مجمع البيان و ابو الفتوح رازى را بپروراند .
با توجّه به تفاسير موجود عصر ، معلوم مىگردد علم تفسير ، در اين قرن از اهميّت و اعتبار خاصّى برخوردار بوده است ، و معارف تفسيرى به كمال پيشرفت و ترقّى خود نايل آمده است ، بهويژه از آن نظر كه تأليف كتابهاى تفسيرى به زبان شيرين فارسى نيز در اين عصر معمول و مورد توجّه واقع شده است و فارسىزبانان نيز توانستهاند از محتواى تفاسير قرآن برخوردار گردند ، و مفسّران عاليقدر شيعه توانستهاند معلومات مذهبى خود را در قالب كلمات شيرين فارسى ، به مخاطبين خود القا نمايند .
* تفاسير متنوّع
فرقههاى مختلف شيعه و گروههاى مذهبى اهل سنّت ، اعمّ از اشاعره و معتزله و متصوّفه ، هركدام تفاسيرى را با نگرشهاى مذهبى خود ، در مقام اثبات و تحكيم عقايد خويش ، نگاشتهاند ، و در مجالس و محافل ارشادى نيز ، غالبا از تفسير آيات سخن