تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
آن بود كه اسلام و تعاليم آن را براساس استدلال و تعقّل ، مطرح نمايد و اصول عقايد اسلامى را از طريق عقلى و استدلالى ، تبيين و تفسير كند ، ازاين‌رو آنان در آغاز كار ، با مطالعه و دقّت در آثار طبيعيّون و كتابهاى فلاسفهء يونان - كه به‌وسيلهء خلفاى عبّاسى به‌ويژه منصور و مأمون به عربى ترجمه و منتشر مىشد - در صدد برآمدند تا روشهاى فلسفى و افكار يونانيان را بر اصول و عقايد اسلامى تطبيق دهند . برخى از خلفا ، به‌ويژه مأمون ، علنا از عقل‌گرايى معتزله ، حمايت مىكردند ، و آنان را مورد تشويق خود قرار مىدادند . البتّه اين عقل‌گرايى صرف ، منجرّ به واكنش شديدى از جانب پيروان حديث گرديد . مأمون عبّاسى ، با برقرار ساختن « محنه » و آزمايش اجبارى ، عقايد اعتزالى را به مردم تحت حكومت خويش ، تحميل مىكرد . واكنش احمد بن حنبل و پيروان او بسيار تند و شديد بود ، به حدّى كه حتّى آيات متشابه قرآن را به همان معناى صورى و ظاهرى خود تفسير مىكردند . مثلا از قول مالك بن انس ، روايت شده است كه در تفسير آيهء
« الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى »
« 1 » مىگفت : « استواى خدا بر عرش معلوم است ، ولى چگونگى استوا مجهول ، و ايمان به آن واجب ، و سؤال از چگونگى آن ، بدعت است » .
« ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ . »
« 2 » اسلام كه آيين پويا و زنده و متحرّكى بود ، و نمىتوانست در منطقهء خاصّى يا در ميان ملّت واحدى ، متوقّف گردد ، پويايى و تحرّك آن ، حكم مىكرد كه استدلال و اقامهء برهانى در كار باشد و ضرورت داشت اصول و معيارهاى روشنى ، براى تبيين آن ارائه گردد ازاين‌رو ، ضرورى بود از علم كلام سود جويد و از مزاياى آن كامياب شود . بر اين اساس بود كه كلام معتزلى پا به حوزهء تفكّر اسلامى نهاد . معتزليان ، نخستين افرادى بودند كه با خلوص عقيده و ايمان كامل براى رويارويى با مشكلات ، پيش قدم شدند . عقايد آنان ، مجموعهء مباحثى بود كه مقصود اصلى آن ، بيان وحدانيّت خدا و عدل او بود . تعاليم معتزله بر اين مبنا استوار بود كه صفات منسوب به خدا ، نبايد در معرض اقنومى و ثنوى قرار گيرد ، و نبايست مانند اقانيم سه‌گانهء مسيحيّت ، هريك از صفات الهى ، اقنوم مستقلّ فرض شود و هركدام از صفات خدا ، در حدّ خود واحد و جداگانه در نظر گرفته شود . آنان قرآن را مخلوق مىدانستند ( كه طبعا حادث و غير ازلى خواهد بود ) و معتقد به آزادى ارادهء بشرى بودند . جنجالىترين عقيدهء آنان ، دربارهء قرآن بود - كه سنگ زيربناى كليّه تعليمات و معتقدات آنان به شمار مىآمد - آنان مىگفتند : « كلام خدا قديمى است ولى قرآن موجود ، مخلوق و حادث مىباشد . »

* برخى از عقائد معتزله

1 . انسان خالق افعال اختيارى خويش است . برخى از اعمال خود را از طريق مباشرت و مستقيم ، و برخى ديگر را از طريق توليد و غير مستقيم مىآفريند . هدايت و ضلالت ، عملى است كه از طريق مباشرت و مستقيم ، تحقّق پيدا مىكند . 2 . عدل الهى ايجاب مىكند هيچ عملى را بر خلاف عدالت و مساوات انجام ندهد . حسن و قبح افعال ، برحسب خوب بودن خود آنهاست ، نه آنكه خداوند متعال تقبيح يا تحسين كرده باشد . راست گفتن مطلوب است ، و دروغ گفتن نامطلوب و اين دو امر ، نياز به دليل شرعى ندارد . شكر منعم ، پيش از آنكه از طريق شرع به گوش برسد ، واجب عقلى است ، هرچند شرع هم آن را تأييد كرده باشد .
هامش
( 1 ) سوره طه آيه 5 . ( 2 ) سوره الأعراف آيه 54 .