قرن پنجم ؛ سرآغاز حركتهاى علمى و ادبى قرنى كه ما هماكنون در آن قرار گرفتهايم ، ( قرن پنجم ) ، سرآغاز حركتهاى علمى و ادبى در تاريخ فرهنگ اسلام به شمار مىآيد ، محقّقان تاريخ ، اين عصر را روزگار دانشگاهها و مدارس ، و عصر شكوفايى علم و گسترش فرهنگ و تمدّن نام نهادهاند . عالمان و دانشمندان ، با وجود تنگناهاى مادّى - كه گويا لازمهء وجودى علم و ادب و هنر در هر عصر و روزگار است - در رشتههاى مختلف علمى و ادبى ، به غنا و ثروت كلان و دانش رسيدهاند و به رقابت سالم پرداختهاند . در اين قرن ، انشعاب مذاهب ، و اختلاف آراء و كثرت برخورد انديشهها ، بين شيعه و اهل سنّت و بين فقهاء و صوفيان و بين پيروان حديث و فلسفه ، جريان داشت ، اين برخوردها ، خود عامل تحرّك و نشاط فزونترى گرديده بود ، چون هركدام از صاحبان آراء ، تلاش مىكردند سخن خود را به كرسى حقّ بنشانند .
در مقابل رقيب ، خود را با وسائل و امكانات علمى بيشتر و مناسبترى ، مجهّز سازند ، با توجّه به گسترش معلومات و توسعهء مفاهيم علمى و ادبى ، در اين قرن ، معجمها ، فرهنگها و لغتنامههاى متعدّدى به وجود آمدهاند و آثار دايرةالمعارف گونهاى ، حاوى تاريخ ، رجال ، انساب ، جغرافيا ، ادبيّات ، رياضيّات و نجوم تأليف و عرضه شده است در اين ميان ادبيّات ، داراى شكل و مضمون تازهاى گرديده است و در همين زمان بود كه ابو العلاء معرّى ، شاعر نامور ، عليه آداب و رسوم زمان خويش ، ادّعانامه مىنويسد . و ابو القاسم حريرى ، در « مقامات » خود ، افلاس و گدا طبعى روزهاى پايانى دستگاه خلافت را مىآفريند .
در اين روزگار بود كه علماى بزرگى چون عبد القاهر جرجانى ( ت : 471 ه . ق ) خطيب بغدادى ، مؤلّف تاريخ بغداد ( ت : 463 ه . ق ) ، امام عبد اللّه زوزنى ( ت : 486 ه . ق ) ، صاحب كتاب المصادر ، ابو القاسم زمخشرى ( ت : 477 ه . ق ) ، آثار گرانبهاى خود را عرضه مىكنند .
* پيشرفت علم كلام و تفسير
علم كلام و تفسير در اين قرن ، از اهمّيّت شايان توجّهى برخوردار مىگردد ، ازاينرو كه آخرين پيشواى معتزله و نخستين متكلّم اشاعره ، با همديگر مشغول مبارزه و نبرد علمى بودهاند ، پيشوايان بزرگ معتزله در شهرهاى مختلف ايران