كرده است . » « 1 »
و بالاخره آقاى « كحّالة » ، او را ابو حسين ، احمد بن فارس بن زكرياى قزوينى ، معروف به رازى ، متوفّى 395 ه ، شافعى مالكى ، معرفى مىنمايد ، كه مدّتى نيز در همدان ، زندگى كرده است ، و در اواخر ، در رى از دنيا رخت بربسته است ، و از كتابهاى او ، « المجمل » ( لغت ) ، « حلية الفقهاء » فقه اللّغة ، موسوم به « الصّاحبي » ، « مقاييس اللّغه » ، « جامع التّأويل في تفسير القرآن » را در چهار جلد معرّفى مىنمايد . « 2 »
اكنون مائيم و اين اقوال مختلف و گوناگون ، كه از مجموع آنها به دست مىآيد ، از آنجا كه جايگاههاى زندگى او متبدّل بوده است و از نظر مسلك فقهى هم ثبات و پايدارى نداشته است ، يا با يك مسلك فقهى اشتهار پيدا ننموده است . تا تفسير او به دست نيايد ، نمىتوان قضاوت قطعى انجام داد . و اللّه العالم .
139 . تفسير محمّد جعفر قمى [ آخر قرن چهارم ]
او ابو جعفر محمّد بن جعفر بن احمد بن بطّه قمّى ، محدّث جليل القدر و با منزلت در قم ، فاضل و اديب دانشمند ولى مسامحهكار در نقل حديث بود كه اساتيد را با اجازات پيوند مىداد ابن وليد قمى او را ضعيف و خلطكنندهء اسناد تعبير آورده است او تأليفاتى دارد كه از آن ميان :
الواحد - الاثنين - الثلاثة - الأربعة - الخمسة - السّتّة - السبعة - الثّمانية - التسعة - العشرة . . . تا الثلاثين - الاربعين - قرب الاسناد و كتاب تفسير اسماء الهى كه ابو العبّاس بن نوح آن را با عجائب و غرائب و زيبائيها توصيف نموده است .
نجاشى با دو واسطه و گاهى با يك واسطه از او روايت مىنمايد و گويد : ابو الفضل محمّد بن عبد اللّه بن المطلّب از محمّد بن جعفر بن بطّه خبر داد و اين كتابها را بر ما خواند و در محلّ نوبختيّه بغداد كه محلّ سكونت او بود به ما اجازه داد « 3 » .
مرحوم آية اللّه خوئى پس از نقل گفتار نجاشى ، سخن علّامه حلّى را ذكر مىكند و سپس او را تضعيف مىنمايد آنگاه مىافزايد : « تعجّب اين است كه محمّد بن جعفر بن بطّه فراوان در طريق و سند شيخ طوسى ( ره ) قرار گرفته است و در عين حال ، او را در فهرست نياورده است و در رجال خود نيز به او متعرّض نشده است شايد در عدم تعرّض ، ايماء و اشارهاى به عدم اعتناى او به منقولات وى نهفته باشد . » « 4 »
در اينجا مفسّران قرن چهارم بهصورت ظاهر پايان مىپذيرد ولى خيلى از بزرگان و ارباب كمال ، مورد معرّفى قرار نگرفتهاند چون تعداد تتبّع و بررسى ما در اين حدّ بوده است نه آنكه مفسران در اين محدوده بودهاند .
هامش
( 1 ) معجم رجال الحديث ج 2 ، ص 186 ، كد معرّفى 747 .
( 2 ) معجم المؤلّفين ج 2 ، ص 40 ، او به بيش از 60 منبع سنّى و شيعى ارجاع داده است .
( 3 ) رجال نجاشى ص 372 ، رقم 1019 .
( 4 ) معجم رجال الحديث ج 15 ، ص 1 .