تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
با كلام عربى اختلاط پيدا نموده است . ازسوىديگر ، جمع‌آورى قرآن ، به دو صورت رخ داده است : 1 . تأليف و جمع‌آورى سوره‌ها ، مانند مقدّم داشتن سوره‌هاى هفتگانهء طولانى و تعقيب نمودن آنها با سوره‌هاى كوچكتر ، امرى است ، كه صحابه در آن مباشرت داشته‌اند . 2 . گردآورى آيات در سوره‌ها ، اين امر ، يك موضوع توقيفى است ، كه تنها پيامبر اكرم ( ص ) مباشر آن امر بوده است ، نه ديگرى . « 1 »

* نمونه‌اى از تفسير او

او ضمن تفسير آيهء شريفهء
قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ
، ( سورهء الذّاريات ، آيهء 10 ) ، ضمن نقل قول ابن قتيبه ، ( متوفّى 276 ه . ق ) ، كه معتقد بود ، دعا در اين مقام براى مذمّت است ، چنين مىگويد : « نمىتوان در مورد كلام خدا ، به مجرّد دعايى كه تحقّق خارجى ندارد ، بسنده نمود ، بلكه ، دعايى است كه خداوند متعال انجام آن را در حقّ افراد ، خواسته است ، پس آن‌چنان‌كه او خواسته است ، واقع مىشود ، چون آنان كشته شده و مورد لعن قرار گرفته‌اند ، آن‌چنان‌كه در مورد ابى لهب ، خداوند متعال ،
تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ
مىگويد ، سپس با كلمهء
وَ تَبَّ
، وقوع عملى آن را اعلام مىدارد . » « 2 »

* گفتار محقّق شوشترى

صاحب قاموس الرّجال ، در معرّفى ابىّ بن كعب ، از كتاب الصّاحبى ابن فارس ، در ارتباط با نحوهء نگارش خطّ عربى ، با اسناد به هانى ، نقل مىكند كه : « پيش عثمان بودم ، مصحفها را به او عرضه مىنمودند ، پس مرا همراه كتف گوسفندى پيش ابىّ بن كعب فرستاد . در آن كتف نوشته شده بود
« لَمْ يَتَسَنَّهْ »
و
« فَمَهِّلِ الْكافِرِينَ »
( 17 - طارق ) و
« لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ »
، پس ابىّ بن كعب دوات و قلم خواست ، يكى از « لام » ها را محو نمود ، و اين‌چنين نگاشت :
« لِخَلْقِ اللَّهِ »
، و
« فَمَهِّلِ »
را محو نمود و « مهل » نوشت و « ه » اى به كلمهء
« يَتَسَنَّهْ »
ملحق نمود و
« يَتَسَنَّهْ »
( بقره / 259 ) نگاشت . » « 3 »

* مذهب او

برخى ، مانند صاحب تنقيح المقال ، به استناد نقل مرحوم شيخ طوسى ، در الفهرست ، و ابن شهرآشوب در معالم العلماء ، او را در عداد اماميّه دانسته‌اند ، و ابن داود هم ، در رجال خود ، اين نظر را تأييد كرده ، و يكى از مؤيّدات شيعه بودن او را ، منقول بودن داستان ديدار امام زمان ( عج ) توسّط او شمرده است . ولى صاحب قاموس الرّجال ، به اين دليل كه اگر او شيعه بود ، نجاشى او را در رجال خود مىآورد ، و خود شيخ طوسى هم ، در كتاب رجال خويش او را ذكر مىنمود ، از او به عنوان غير شيعه ياد مىكند ، هرچند عنوانى جهت او در كتاب قاموس الرّجال بازگشوده است . « 4 » ولى آية اللّه خوئى ( ره ) در معجم رجال الحديث ، شرح حال او را آورده است و سخن شيخ طوسى را در حقّ او ذكر مىكند و از تأليفات او ، كتاب المعاش ، الكسب ، و كتاب الميرة و اخلاق المؤمنين را ثبت مىنمايد ، و نظر ابن شهرآشوب را نيز از معالم العلماء مىآورد ، بىآنكه اظهار نظر قطعى داشته باشد . در پايان مىنويسد : « او در سال 390 ه ، فوت
هامش
( 1 ) البرهان زركشى ، ج 1 ، ص 237 - 238 . ( 2 ) تراثنا شمارهء 2 ، سال 3 ، ص 39 . ( 3 ) قاموس الرجال ج 1 ، ص 353 - 354 . ( 4 ) قاموس الرّجال ، ج 1 ، ص 549 - 550 ، كد معرّفى 476 .