عصر شكوفائى و بالندگى تفسير و مفسّران قرن چهارم هجرى از نظر علم و دانش در موقعيّت ممتازى قرار گرفته است علماء ، دانشمندان ، مورّخان ، فلاسفه ، متكلّمان ، مترجمان توانا ، مفسّران عالىقدر قرآن ، در افق علم و ادب آن عصر ، درخشيدهاند . حدود جغرافيائى اسلام از توسعهء چشمگيرى برخوردار بوده است به حدّى كه از دورترين نقطه تركستان در شرق ، تا دورترين نقطهء اندلس در غرب ، تحت لواى برافراشتهء اسلام قرار داشت . حكومتهاى مختلف سرزمينهاى اسلامى در زمينه علم و معرفت در تكريم علماء و ادباء و تأسيس كتابخانهها و مراكز دانش و مدارس . . . باهم به رقابت پرداختهاند : دولت مروانيّه در اندلس ، بويهيان در عراق و فارس ، غزنويان در هندوستان ، سامانيان در ماوراءالنهر و خراسان ، حمدانيان در بين النهرين و حلب و فاطميان در مصر و آفريقا در تلاش سبقت بر رقيبان خويش بودهاند .
اين عصر از نظر ادبى و كلامى عصر متنبّى ، ابى فراس ، ابى هانى ، ابو هلال عسكرى و در طبقه شاعران و گويندگان : صابى ، صاحب بن عبّاد ، همدانى ، خوارزمى ، از نويسندگان : « قالى ، ابو على فارسى ، ابن جنّى ، ابن سيّد و از لغتدانان و نحويان مىباشد .
اگر ما بخواهيم جهت پيشرفت علوم اسلامى پس از رحلت رسول خدا ( ص ) و پس از تأسيس دانشگاه صادقين ( ع ) هرمى را ترسيم كنيم يقينا نقطهء اوج آن قرن چهارم هجرى خواهد بود چون در اين عصر آثار ادبى ، فلسفى ، عرفانى ، و هنرى ملل ديگر مانند ايران ، روم ، هند ، و خاور دور به زبان عربى ترجمه و انتقال يافته است و فرصتهاى مناسب حكومتى و سياسى استعدادها را از بوتهء اجمال بيرون آورده و به مرحلهء شكوفائى و بالندگى خويش ، رسانده است و اين زمينه را بيشتر حكومت ديالمه و سه برادران آل بويه ( احمد ، على ، حسن ) ايجاد نمودهاند ، بهويژه معزّ الدّولة ديلمى ( متوفى 352 ) كه عليه تعصّبات قومى و به نفع حكومت فقه ، شكوه و عظمت دانشگاه اسلامى مدينه را تجديد حيات نمودند .
بدينترتيب ، قرن چهارم هجرى در تاريخ اسلام « قرن حاكميّت شيعه » لقب گرفت چون در آن قرن ، شيعه در تمام نقاط جهان اسلام مستقرّ و حكومت اسلامى را در اختيار داشته است ، مگر در ناحيه شرقى كه خوارزمىها در آن نقطه ، حكومت داشتند در آن روزگار حاكميّت شيعه به ترتيب زير بود :
فاطميّون : در شمال آفريقا : مصر ، تونس و مراكش
طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 319
مساهمون: عبد الرحيم عقيقي بخشايشي
ص٣١٩