من ايمان نياورده است آنكس كه سخن مرا با رأى و نظر خويش تفسير نمايد .
و مرا نشناخته است كسى كه مرا به آفريدهء خودم تشبيه نمايد . و در دين و آئين من نيست كسى كه قياس را در دين من ، به كار گيرد . . . . » « 1 »
3 . دربارهء توحيد و خداشناسى :
« محمد بن فضل بن محمد بن اسحاق واعظ نيشابورى در شهر نيشابور روايت كرده است كه ابو على حسن بن على خزرجى انصارى سعدى ( سعيدى ) گفت كه عبد السلام بن صالح ابا صلت هروى روايت نمود كه همراه علىّ بن موسى الرضا ( ع ) به هنگام ورود به شهر نيشابور بودم او در حالى كه به استر خاكسترى رنگ ، سوار شده بود ، تعدادى از اهل علم نيشابور كه در جمع آنان : احمد بن حرب ، يحيى بن يحيى ، اسحاق بن راهويه ، و جمعى ديگر نيز بودند در محل « مربعه » درحالىكه لجام استر او را گرفته بودند پس به او عرض كردند ترا به حقّ آباء و اجداد طاهرين خود ، حديثى را به ما بازگو نما پس امام رضا ( ع ) سر از عماريه و هودج بيرون آوردند درحالىكه ردائى از خز را بر تن داشتند فرمودند : پدرم عبد صالح ، موسى بن جعفر روايت نمود : كه جدّم جعفر بن محمد الصادق به او روايت كرد و او از پدرش محمّد بن على باقر علوم انبياء ( صلوات اللّه عليهم ) روايت كرد و او از پدرش علىّ بن الحسين سيد العابدين و او از پدرش سيّد جوانان بهشتى حسين بن على و او از پدرش علىّ بن ابى طالب ( عليهم السّلام ) كه فرمود از رسول خدا ( ص ) شنيدم : كه خداوند متعال مىفرمايد : « من اللّه آفرينندهء شما هستم جز من ، معبود و آفريدگارى نيست پس تنها به آفريدگار خود عبادت كنيد » در تفسير آن فرمودند : كسى از شما كه شهادت بر يكتائى او را با اخلاص انجام دهد او وارد دژ و قلعهء من خواهد شد و كسى كه وارد قلعه و دژ من شد از عذاب من ايمن خواهد بود . . . . »
در پايان حديث آمده است : « هنگامى كه كاروان عبور نمود پس ندا در داد كه اين شهادت ، شرائط و حدودى دارد و من ، يكى نيز از شرائط آن هستم . »
مؤلّف كتاب توحيد مىافزايد : از شرائط توحيد آنست كه اقرار به امامت امام رضا ( ع ) هم داشته باشد كه او از سوى پروردگار ، امام و پيشواى مفترض الطاعة بر بندگان مىباشد .
4 . شرك و كفر :
محمد بن موسى بن متوكّل ( ره ) روايت كرده است كه علىّ بن حسين سعدآبادى روايت نمود كه احمد بن ابى عبد اللّه برقى از داود بن قاسم نقل كرد كه از علىّ بن موسى الرضا ( ع ) شنيدم كه مىفرمايد :
« فردى كه خدا را به مخلوق خويش تشبيه نمايد ، او مشرك و دوگانهپرست است ، و فردى كه او را با مكان و جا توصيف نمايد ، او كافر است و كسى كه به او چيزى را نسبت دهد كه خداوند از آن نهى و قدغن نموده است ، پس او دروغگو است سپس اين آيه شريفه را تلاوت فرمود : « افتراء و دروغ را به خدا كسانى مىبندند كه به آيات خدا ايمان و اعتقاد نمىورزند و آنان همان دروغگويان مىباشند . » « 2 »
5 . در مورد صفات ثبوتى و سلبى خدا :
راوى گويد به محضر امام رضا ( ع ) وارد شدم پس به من فرمود به عبّاسى بگو ، كه از گفتگو در مورد توحيد و مطالب كلامى خوددارى نمايد و با مردم آنگونه سخن بگويد كه شناخت قبلى دارند و از چيزهائى كه انكار دارند خوددارى ورزد .
هامش
( 1 ) التوحيد صدوق ص 254 ، حديث 24 .
( 2 ) تحف العقول ص 50 .