تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢

2 . تفسير به رأى :

و در حديث ديگرى در مورد تفسير به رأى قرآن مىفرمايد : « من قال فى القرآن برأيه فأصاب فقد أخطأ » « 1 » هركس كه با رأى و هواى نفس خود چيزى در مورد قرآن بگويد اگر به صواب هم رسيده باشد ، راه خطا پيموده است .

3 . تفسير و شرح ادب پيامبر اسلام ( ص ) :

قال الحسن ( ع ) : « إنّ اللّه ادّب نبيّه فاحسن الأدب ، فقال : « خذ العفو و أمر بالمعروف و اعرض عن الجاهلين » فلمّا وعى الّذى امره قال تعالى : ( ما اتاكم الرّسول فخذوه ، و ما نهاكم عنه فانتهوا ) فقال لجبرئيل ( ع ) و ما العفو ؟ قال ان تصل من قطعك ، و تعطى من حرمك ، و تعفو عمّن ظلمك ، فلما فعل ذلك اوحى اللّه إليه ( إنّك لعلى خلق عظيم ) . « 2 » خداوند متعال پيامبر خود را تأديب نمود و بهترين ادب را انجام داد كه فرمود : « عفو و گذشت را پيشه كن و به نيكى و خوبى ، امر كن و از نادانان اعراض نما » . هنگامى كه به دستورهاى فوق عمل نمود خداوند در آيه ديگر او را اين‌چنين توصيف نمود كه هرآنچه را پيامبر آورده است فرا بگيريد و از هرآنچه نهى كرده است ، خوددارى نمائيد پيامبر اسلام از جبرئيل پرسيد كه مقصود از عفو چيست ؟ گفت : هدف از عفو آن است : كسى كه با تو قطع كرده است ، تو وصلت و ارتباط ايجاد نمائى و كسى كه با تو قطع احسان و نيكى كرده است به او عطا و بخشش نمائى و آن‌كس كه به تو ظلم كرده است مورد عفو قرار دهى . . . . هنگامى كه پيامبر اسلام در زندگى خود ، اين شيوه‌ها را به كار بست و در حق او از سوى پروردگار اين شرف جاودانى نازل شد : « انّك لعلى خلق عظيم » « اى پيامبر ما ! تو داراى اخلاق و روشهاى بس بزرگى هستى . . . . » « 3 »

4 . ابرار و نيكوكاران :

امام ( ع ) در تفسير كلمه « ابرار » فرمودند : « هرآنچه در كتاب خدا كلمهء « ابرار » آمده است مقصود از آن : علىّ بن ابى طالب ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) مىباشد چون ما نيكوكاران از حيث پدران و مادران از ابرار و نيكان بوده و هميشه دلهاى ما سرشار از طاعت و نيكوكاريها است و از دنيا و محبّت آن ، تبرّى و بيزارى جسته‌ايم و در تمام فرمانها و دستورات از خداوند اطاعت نموده‌ايم ، به يكتائى او ايمان آورده‌ايم و رسول و فرستادهء او را تصديق نموده‌ايم . »

5 . در جمع سوگواران :

امام حسن ( ع ) به هنگام رحلت پدر گرامى خود ، در جمع سوگواران چنين ايراد خطبه فرمودند : « در اين شب فردى از دنيا رخت بربست كه پيشينيان از نظر عمل بر او پيشى نگرفتند و متأخّرين از نظر عمل به او نخواهند رسيد او همراه پيامبر اسلام مجاهده مىنمود پس با نفس جهادگر او را نگه مىداشت ، پيامبر خدا با پرچم خود او را روانه مىساخت ، پس جبرئيل از سمت راست ، و ميكائيل از سمت چپ او را حفظ مىكردند تا آنكه پيروزى را نصيب مسلمين مىساخت . به خدا قسم ! در اين شبى كه فرود آمدن قرآن ، در آن انجام پذيرفته است و عيسى بن مريم در آن عروج داده شده است و يوشع بن نون وصىّ موسى در آن فوت نموده است شخصيّتى از دنيا رفته است كه از درهم و دينار و طلا و نقره جز 700 درهم از خود باقى نگذاشته است ، هفتصد درهمى كه از
هامش
( 1 ) تأسيس الشيعة لعلوم الاسلام ص 325 . ( 2 ) منبع فوق . ( 3 ) طبقات مفسّران شيعه ج 1 ، ص 244 .