امام حسن مجتبى ( ع ) در پيشگاه قرآن
گرچه كتاب تفسيرى مستقلّى از آن بزرگوار در دست نداريم چون تأليف و تدوين به اين صورت معمولى از قرن دوّم به بعد رواج داشته است ، ولى كلمات تفسيرى اين بزرگوار را مىتوان از لابلاى كتب حديث ، فقه ، تاريخ ، تراجم ، تفسير و سيره به دست آورد ، آنچه هماكنون از اين بزرگوار در دست داريم بسيار معدود و ناچيز و خيلى كمتر از آن مطالب و سخنانى است كه از او فوت شده است ، ولى از باب « الميسور لا يسقط بالمعسور » به چند مورد اشاره مىنمائيم :
1 . در توصيف و شأن قرآن :
قال الحسن ( ع ) :
« انّ هذا القرآن فيه مصابيح النّور ، و شفاء الصدور ، فليجل جال بضوئه ، و ليلجم الصّفة قلبه ، فانّ التفكير حياة القلب البصير ، كما يمشى المستنير فى الظّلمات بالنّور . « 1 » ما بقى فى الدّنيا بقيّة غير هذا القرآن ، فاتخذوه اماما يدلكم و انّ احقّ النّاس من عمل به ، و ان لم يحفظه ، و ابعدهم من لم يعمل به و إن كان يقرأه ، انّ هذا القرآن يجيء يوم القيامة قائدا و سائقا يقود قوما الى الجنة احلّوا حلاله ، و حرّموا حرامه ، و آمنوا بمتشابهه ، و يسوق قوما ضيّعوا حدوده و احكامه ، و استحلّوا محارمه . » « 2 »
« اين قرآن است كه در آن چراغهاى نور و شفاى امراض دلها نهفته است هر جوياگرى مىتواند از آن بهره گيرد و دل خود را با توصيف آن ملجم سازد تفكّر و انديشه در قرآن مايهء حيات قلب نورانى است آنچنان در تاريكىها با نور مىتوان گام برداشت .
در دنيا جز اين قرآن چيزى بقاء و جاودانگى ندارد پس آن را امام و پيشواى خود قرار دهيد كه شما را به هدايت ، رهنمون گردد ، سزاوارترين مردم به قرآن آنكس است كه عامل به آن باشد هرچند حافظ قرآن نبوده باشد و دورترين آنان ، فردى است كه عامل آن نباشد هرچند قارى و خوانندهء آن باشد ، اين قرآن در روز قيامت به عنوان راهبر و قائد ، تجلّى پيدا مىكند جمعى را كه حلال آن را حلال و حرام آن را حرام شمردهاند و به متشابه آن ايمان آوردهاند را به بهشت سوق مىدهد ، و جمعى را كه حدود آن را ضايع و تباه ساختهاند و محارم آن را حلال شمردهاند ، به آتش سوق مىدهد . »
هامش
( 1 ) بحار ج 75 ، ص 112 ؛ كشف الغمّة ج 1 ، ص 573 .
( 2 ) ارشاد القلوب ، ج 1 ، ص 79 .