نفوس و افزايش روزى ، روزه را جهت تثبيت اخلاص و حجّ را جهت تطهير از لوث شرك و بدبينى ، و نماز را براى رهائى از ظلمت ، و زكات را جهت پاك ساختن ارواح و نفوس و افزايش روزى ، روزه را جهت تثبيت اخلاص و حجّ را جهت استحكام بنيان كاخ دين ، دادگرى را براى نزديكى و تأليف قلوب ، فرمانبردارى از حاكمان اسلامى را جهت نظام و انتظام اسلام ، امامت و پيشوائى را جهت امنيّت از خطرهاى تفرقه و پراكندگى ، جهاد را موجب عزّت و اقتدار و سربلندى و ذلّت كافران و صبر و شكيبائى را جهت جلب خيرات و نيكىها ، امر به معروف و نهى از منكر را براى اصلاح حال عمومى و خير و احسان به والدين را جهت جلوگيرى از خشم خدا ، و صلهء رحم را جهت تأخير اجل ، و عامل طول عمر بشر و قصاص را براى احترام و نگهدارى خونها ، كه به آسانى روى زمين ريخته نگردد ، معرّفى نمود آنگاه به استيضاح مقام خلافت پرداخت با استدلال با آيات بيّنات صريح و كوبنده و إعلام ظهور جاهليّت جديد در صدر اسلام توطئهها و تحليل حوادث دوران خلافت مواضع حقوقى خويشتن در برابر جور و تعدّى حكّام وقت ، با اين صراحت كه آيا ما ارث نداريم ؟ منطق قرآن چيست ؟ آيا سليمان نبى از داود پيامبر ، ارث نبرد ؟
آنگاه استمداد از مهاجرين و انصار ، هشدار و تحذير از پايمالكنندگان حقّ اهل بيت ( ع ) و در پايان ، گرفتن قبالهء فدك و نيل به هدف و خواست خويش . « 1 »
* ترجمهى بخشى از خطبهء آن حضرت
بسم اللّه الرحمن الرحيم
حمد و ستايش پروردگار عالم :
سپاس خداى را بر نعمتهايى كه ارزانى فرمود ، و شكر او را بر حقايق و معارفى كه الهام نمود ، و منّت مر او را كه بيش از استحقاق بخشيد ، از آن نعمتهاى عامّى كه بخشيد و آنها را بىسابقه آغاز كرد ؛ و مواهب فراگيرى كه عطا فرمود هم جامع و كامل و هم پياپى و متواتر ؛ نعمتهايى كه شمارهء آنها از حدّ احصاء و شمارش افزون است و پىدرپى آمدن آنها از حوصلهء شكر خارج ، و درك استمرار آن از ادراك معمولى بيرون است . خداوند متعال به وسيلهء بخشش آن ، بندگان را به اداء شكر فراخواند ، و با افزودن آن ايشان را به حمد و ثناء دعوت كرد و به تحصيل امثال آن فراخواند . پس از حمد و ثنا شهادت مىدهم كه معبودى جز خداى يكتاى بىشريك نيست و اين كلمهاى است كه اخلاص را تأويل آن ساخته ، و مدلول و محصول آن را در نهاد فطرت و قلوب افراد به وديعت نهاده ، و مفهوم آن را روشنگر فكر و انديشهء بشر نموده است .
خدايى را سپاسگزارم كه ديدگان ، ياراى ديدنش را ندارند ، و زبانها از توصيفش عاجزند ، و اوهام به اوج كيفيّتاش پرواز نتوانند كرد . همگى موجودات را بىسابقهء شىء ديگر بيافريد و بىرسم و انگارهاى كه از آن پيروى كنند ، پديد آورد .
توحيد استدلالى بر وجود خدا :
همگان را به دست قدرت خود خلعت هستى پوشيد ، و به فيض و مشيّت خود بيافريد ، بىآنكه به ايجادشان نيازى داشته باشد ؛ يا در نقشبندى آنها فايدهيى منظور افتد ؛ بلكه مقصود او از اين آفرينش جز آن نبود كه حكمتش را تحقّق بخشد ، و توان
هامش
( 1 ) اين خطبه شريفه را جز صاحب بلاغات النساء از علماى اهل سنت ابو بكر احمد بن عبد العزيز كه به سال 1322 ابى خطبه بر او قرائت شده است و در تأليف خود به نام « السقيفة » آورده است و سيد مرتضى علم الهدى ( م 435 ه ) و مرزبانى از احمد بن محمد از طرائف ابن طاوس و اربلى در كشف الغمّة آوردهاند .