بىپايانش را بازنمايد ، و كاينات را از معرفت به اطاعت و عبادت خويش ، رهبرى كند ، و دعوت خود را در پرتو استدلال به آن آيات غالب و پيروز گرداند . . . سپس در برابر اطاعت خويش ، اجر و ثواب قرار داد و بر معصيت خويش ، كفر و عقاب مقرّر فرمود . . . .
نبوّت و لزوم آن :
گواهى و شهادت مىدهم كه پدرم محمّد ( ص ) ، بنده و پيامبر او است . پيش از آنكه او را به رسالت بگمارد ، و پيش از آنكه او را نامزد اين مقام سازد نامش را بر ارواح پيامبران و افواج فرشتگان عرضه كرد ؛ و پيش از آنكه او را به تبليغ دعوت خود برانگيزد ، براى اداء اين وظيفه انتخابش كرد آرى آن هم در آن هنگامى كه خلايق هنوز در حجاب غيب مستور و در پردهء ظلمات اوهام محصور ، و در كتم عدم ، مغمور بودند . و اين انتخاب ناشى از علم خدا به آمال و نتايج امور ، و احاطهء او به حوادث دهور ، و معرفت و شناخت او به زمان و مكان مقرّر و مقدور بود .
خدا او را برگزيد تا با بعثت او ، حكمت و مشيّتش را به فرجام رساند ، و حكمش را اجراء كند و ارادهء قاطعش را نفوذ بخشد . پيامبر برگزيدهء خدا ، هنگامى ، به منصب رسالت و نشر دعوت برخاست كه اقوام جهان ، پيروان اديان پراكنده ، و عاكف و معتكف و ملازم آتشكدهها و پرستندهء بتها و منكر خدايى بودند كه به حكم فطرت او را مىشناختند . . . .
دورنمايى از دوران جاهلى :
پس آنگاه ، خداى تبارك و تعالى به بركت نفس گرامى و در پرتو وجود پدرم محمّد ( ص ) شبستان تاريك انديشه بشر را روشن ساخت ، و ابرهاى شبهات را از آفاق قلوب و عقولشان ، پراكنده نمود ، و غبار الهام را از مقابل بصيرتشان بزدود ، و او در ميان مردمان به هدايت و رهبرى برخاست ، و ايشان را از گمراهى برهانيد ، و از كورى دلوجان و نابينايى لجاج و عناد برگرفت ، و بهجاى آن به آنها بصيرت آموخت و درك و بينايى بخشيد و به دين قويم و استوار رهنمون شد ، و آنان را به راه راست فراخواند .
آرى روزهاى رنج و شكنجه و عذاب ، ايّام تنهايى و بىهمزبانى و بىهمدلى گذشت ، آنهمه مرارت به شيرينى گراييد و روزگار فتح و پيروزى رسيد و اسلام به جايگاهى كه خدا وعده فرموده بود دستيافت و جامعهء اسلامى صورت تحقّق پذيرفت و تلاشهاى جانشكار پيامبر ، به نصرتهاى جانبخش و شكوهمندى ظفر نمودن انجاميد ، تا آنكه چو عالىترين و والاترين برنامه و رسالت تاريخ اديان الهى به هدف رسيد و راه به مقصود و مراد ازلى و ابدى گشوده شد و كتاب پرشكوه بعثت و رسالت محمّد ( ص ) مرحلهء عروج و اكمال را پيمود و پيمانه سرشار شد ، و چشم جهانى به مدينهء محمّد و مكّهء فتح شده و كعبهء خدا دوخته شد ، آن زمان مقرّر و مقدّر سرآمد تا آنكه خداوند او را از روى رأفت و اختيار و لطف و ايثار به جوار رحمت خويش ، فراكشيد ، و از سختىها و مصائب و متاعب دنياى فانى آسوده ساخت ، تا محمّد ( ص ) در موكبى خجسته و مبارك از فرشتگان ابرار ، و خشنودى پروردگار آمرزگار ، و مجاورت ملك جبّار ، از رنج اين جهان گذران ، به آسايش جاودان آن جهان ، برداشت و در جوار حق آرميد .
صلوات و درود و تحيّت و رحمت و بركتهاى خدا بر روان پدرم باد ! كه پيامآور خدا ، و امين وحى و برگزيدهء و منتخب او ، از ميان خلق جهان براى