او تنها شخصيت علمى بود كه غالب اصحاب بدون ترديد و اضطراب در مسائل مهم و پيچيده به او مراجعه مىكردند زيرا به اتفاق اصحاب پيامبر ( ص ) او تنها شخصى بود كه همواره با پيامبر خدا انس و ممارست هميشگى داشت شواهد اين امر فراوان است كه تنها به دو شاهد اكتفا مىگردد :
1 . ابن عبّاس شاگرد على ( ع ) در تفسير قرآن بود ، او به اين مقام افتخار مىكرد ، او با همه شهرت و اعتبارى كه در اينباره دارد مىگفت :
« من در مقابل علم على ( ع ) ، همچون قطرهاى از دريا هستم يا كسى پس از رسول خدا داناتر از على ( ع ) به قرآن نبود . » « 1 »
2 . سيوطى در « الإتقان » مىنويسد :
« آنچه از على ( ع ) ، در تفسير قرآن كريم آمده است بيش از سايرين است او خود مىفرمايد :
« موقعيّت من با رسول خدا ( ص ) اين گونه بود كه هر روز يكبار و هر شب يكبار به حضور او مشرف مىشدم پس با من خلوت مىنمود و خود با من در منزل بود من با او همراه بودم هركجا كه مىرفت » اصحاب رسول خدا ( ص ) نيز مىدانستند كه او جز با من با كسى اين گونه رفتار ندارند چهبسا او به خانهء من مىآمد و با من مىنشست ، پس هيچ آيهاى در قرآن به رسول خدا ( ص ) نازل نگشته است ، جز آنكه بر من خوانده است و مرا نيز به قرائت آن واداشته است و به املاء من رسانده است ، پس آن را با خط خود نوشتهام ، تأويل و تفسير ، ناسخ و منسوخ ، محكم و متشابه ، خاص و عام ، آن را بر من آموخته است و از خدا خواسته است كه فهم و حفظ آن را بر من عطا كند . » « 2 »
ابن عطيّه گويد :
« گروه زيادى از پيشينيان قرآن را تفسير نمودهاند ولى صدر المفسّرين كه مورد تأييد تمام صحابه رسول اللّه ( ص ) بوده است تنها علىّ بن ابى طالب ( ع ) مىباشد و بس . » « 3 »
باز ابن عبّاس گفته است :
« شرح لى فى باء بسم اللّه الرحمن الرحيم ، من اوّل اللّيل الى آخره » « 4 » او از سر شب تا پايان ، در مورد « باء » بسم اللّه به من شرح و توضيح داد .
سيوطى در الاتقان از ابى جمره از على ( ع ) روايت كرده است كه فرمود :
« اگر خواسته باشم هفتاد شتر از تفسير امّ القرآن بار كنم ، اين كار را انجام مىدهم . . . » « 5 »
او خود در شرح و تفسير اين سخن گويد : « بيان خبر آن است كه وقتى مىگويد :
( الحمد للّه ربّ العالمين ) توضيح معنى حمد و نام جلال اللّه و تنزيه او از هر چيزى كه شايسته آن نيست ، سپس معنى عالم و چگونگى آن با همه انواعى كه دارد ، كه شمارهء آن بالغ بر 1000 عالم مىباشد چهارصد عالم در خشكى و ششصد عالم در آبى و دريا . . . تمام اين موارد توضيح و تفسير مىطلبد . » « 6 »
به حق ، او نخستين فردى است كه گفته است :
« سلونى عن كتاب اللّه فانه ليس من آية و قد عرفت بليل نزلت ام نهارا و فى سهل او فى جبل » ، اين حديث را غالب محدّثين عامّه روايت كردهاند . » « 7 »
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ج 89 ، ص 105 - 106 طبع بيروت ؛ سعد السعود سيد بن طاوسى ص 285 - 286 .
( 2 ) الإتقان ج 4 ، ص 204 .
( 3 ) تأسيس الشيعة لعلوم السلام ، ص 323 .
( 4 ) التمهيد لعلوم القرآن استاد محمّد هادى معرفت ج 2 ، ص 190 - 191 .
( 5 ) الإتقان ج 2 ، ص 4 ، ج 1 ، ص 113 .
( 6 ) تاريخ اليعقوبى ج 2 ، ص 292 .
( 7 ) تأسيس الشيعة ، ص 322 .