تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 1108

مساهمون:

ص١١٠٨
از ترجمه‌هايى كه اكنون در دست ماست ، دو ترجمهء ارزشمند طبرى و كشف الأسرار ميبدى است . تفسير طبرى ، يا جامع البيان عن تأويل آى القرآن ، از كهن‌ترين ترجمه‌ها و تفسيرهاى فارسى قرآن است . مؤلّف آن ابو جعفر بن محمد بن جرير بن يزيد بن غالب ، مؤلّف تاريخ طبرى ، از علماى قرن سوم است . اين تفسير در نيمهء دوم قرن چهارم ( 352 ق ) ، در دوران سلطنت منصور بن نوح سامانى ، به فارسى برگردانده شده است . هرچند مرحوم عبّاس زرياب خوئى و ديگران ترجمه بودن آن را از تفسير طبرى مردود دانسته‌اند ، اما اهميّت آن از حيث محتواى تاريخى و كاربرد لغات فارسى در برابر لغات عربى به قوّت خود باقى است . تفسير كشف الاسرار ، از ابو الفضل رشيد الدّين ميبدى ، ( اوايل قرن ششم ) است . اين تفسير در سه بعد ترجمه ، تفسير و تأويلات عرفانى از قرآن سامان يافته است ، اهميت اين تفسير نيز ، علاوه بر مطالب تفسيرى و عرفانى در كاربرد واژه‌هاى فارسى در مقابل واژه‌هاى قرآن است . گذشته از اين دو تفسير فارسى كهن ، مىتوان از ترجمه كاشفى سبزوارى در قرن نهم هجرى ياد كرد و جز آنها مىتوان از صدها قرآن ترجمه‌شده‌اى نام برد كه با وجود خيل دشمنان دين و فرهنگ اكنون به دست ما رسيده و در اين گوشه و آن گوشهء جهان از كتابخانه‌هاى كوچك شخصى تا كتابخانه‌هاى بزرگ ، حتّى در غرب محفوظ مانده است . تنها 142 نسخهء خطى در كتابخانهء آستان قدس مبنى و اساس فرهنگنامهء قرآنى بوده است ، كه در نوع خود از فرهنگنامه‌هاى منحصر به فرد محسوب مىشوند . پيدايش صنعت چاپ ، تحوّلى عظيم در چاپ و عرضهء قرآن پديد آورد و ترجمه‌هاى متعدّد گوناگونى به زبانهاى مختلف جهان برگردانده شده است ، كه اوّلين بار قرآن در سال 1516 . م ، در ايتاليا چاپ شد . سپس در آلمان در سال‌هاى ( 98 - 94 - 1668 ) و اكنون قرآن به بيش از 78 لغت و زبان ملل جهان ترجمه و چاپ شده است . « 1 » و در هر لغت هم چندين ترجمهء كامل انجام يافته است كه در جايگاه خود خواهد آمد اكنون تنها به ترجمه‌هاى فارسى اشاره مىنمائيم :

1181 . سلمان فارسى نخستين مترجم فارسى

نخستين مترجم قرآن به زبان فارسى ، سلمان فارسى مريد و عاشق مولا على ( ع ) مىباشد . شخصيّت سلمان و مقامات بلند عرفانى و معنوى او ، نيازى به شرح و بازگويى ندارد . سخن ما در اين مقام از ترجمه و اثر اوست . علّامهء سرخسى در تأليف مشهور خود ، به صورت مبسوط در مورد ترجمهء او مىنويسد : « روى انّ الفارس ، كتبوا الى سلمان ان يكتب الفاتحة بالفارسيّة و كانوا يقرءون ذلك فى الصلاة حتى لانت السنتهم العربيّة . » نقل شده است مردم فارس ، نامه‌اى به حضرت سلمان ارسال داشتند و از او خواستند كه سورهء حمد را به فارسى به آنان بنويسد ، او نيز نوشت . آنان اين ترجمه را در نماز مىخواندند تا اينكه زبانشان به عربى نرم و آشنا شد . اين موضوع را صاحب تفسير روح المعانى ، نيز با شرح و بسط بيشترى آورده است ، اما آيا اين ترجمه در مورد تمام قرآن بوده است يا بخشى از آن ، درست مشخّص نيست . اين ترجمه از دستخوش روزگار مصون نمانده است ولى آغازگرى او در مورد ترجمه براى صاحبان علم در آينده راه را باز نمود و
هامش
( 1 ) دانشنامهء قرآنى خرّمشاهى بخش ترجمه‌ها از ص 577 تا 614 .