تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 1107

مساهمون:

ص١١٠٧

200 عنوان ترجمه و مترجم شيعه ، تا عصر حاضر

ترجمه ، نقل معنا از لغتى به لغت ديگر مىباشد به نظر نگارنده ترجمهء قرآن مجيد ، نوعى تفسير فشرده و كارآمدى از قرآن كريم مىباشد و كار ترجمه با رسالت و مسئوليتى كه بر دوش دارد ، دشوارتر و دقيق‌تر از تفسير مىباشد ، چون در ترجمه زبان دوم حامل پيام خدا و كلام او و ارتباط دادن خالق با مخلوق مىباشد و پيداست ، اين امر از چه اهميّت و حسّاسيّت فوق‌العاده‌اى ، برخوردار مىباشد و چون زبان نيز مانند ديگر موجودات با پيشرفت زمان ، تغيير و تحوّل پيدا مىكند و دائم در حال تكامل گام مىسپرد و هر روز صاف‌تر و زلال‌تر و شفّاف‌تر مىشود ، ازاين‌رو اگر صدها ترجمهء ديگر نيز از قرآن مجيد سامان بگيرد ، باز بىنياز از ترجمه‌هاى بعدى ، نخواهد بود و هر ترجمه‌اى رسالت و پيام خاصّ خود را خواهد داشت . با توجّه به تحليل فوق ، مترجمان عاليقدر ، همان مفسّران كوته‌گوى و فشرده بيان قرآن مجيد مىباشند ، چون ترجمه در واقع امر همان تفسير فشرده و موجزى از قرآن كريم مىباشد ، بىآنكه اقوال و آراء گذشتگان نقل شود يا به بازگويى روايات و آثار پيشوايان بسنده گردد . ازاين‌رو ما ترجمه‌ها را با نوعى وسعت نظر ، در عداد تفاسير مىآوريم . در اين بخش به ترتيب قرون از صدر اسلام تاكنون جمعى از مترجمان قرآن مجيد را بازگو مىنمائيم و بر بخش مفسّران مىافزاييم :

* سيرى در ترجمه‌ها

از ديرباز مسلمانان در هر گوشه و گوشهء جهان به ترجمهء قرآن كريم به زبان خود مىپرداختند ، تا احكام و رهنمودهاى الهى را در اختيار داشته باشند از اين ميان فارسىزبانان گوى سبقت را از ديگران ربوده‌اند و آن‌چنان‌كه گذشت سلمان فارسى نخستين مترجمى بود كه سورهء فاتحة الكتاب را به اجازهء پيامبر خدا به فارسى ترجمه كرد . ابو المظفر شاهفور بن طاهر بن محمد اسفراينى ، در تاج التراجم فى التفسير الأعاجم ، آورده است ، سلمان فارسى از مصطفى ( ص ) ، دستور خواست تا قرآن به فارسى به قوم خويش نويسد . وى را دستورى داد چنين گفته‌اند كه وى قرآنى بنوشت و فارسى آن اندر زير آن نبشت . آنگه بنبشت : هذا القرآن الذى انزل على محمّد ( ص ) ، اين است قرآنى كه فروفرستيده آمده است ، بر محمّد ( ص ) . « 1 »
هامش
( 1 ) سلطانىفر ، صديقه - مريم حكيم سيما ، كتابشناسى قرآن و علوم قرآنى : چاپ اول ، تهران ، سازمان تبليغات اسلامى ، 1370 ، 440 صفحه وزيرى .