تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 1082

مساهمون:

ص١٠٨٢
وى بعد از تفسير آيه ، حكم فقهى استنباطشده از آن را چنين بيان مىدارد : « مسلمانان نمىتوانند سال شمسى را ملاك و ميزان اعمال و تاريخ خود ، معيّن و مقرّر دارند ، زيراكه در قرآن مجيد ، با صراحت ، سال مسلمانان را سال قمرى قرار داده : « إنّ عدّة الشّهور عند اللّه اثنى عشر شهرا . . . » « 1 » مؤلّف در قسمتى از بحثهاى خويش ، پرسش و پاسخهايى را مطرح مىكند كه به پاره‌اى از آنها اشاره مىشود : « اگر كسى بگويد : چه اشكال دارد كه مسلمانان ، اعمال و تكاليف عباديّه خود را مثل روزه و حج ، طبق ماه‌هاى قمرى انجام دهند و ساير آداب و شئون اجتماعيّه و سياسيّهء خود را طبق ماه‌هاى شمسى به جاى آورند ؟ در پاسخ مىگوييم : تمام اشكالات از همين طرز تفكّر پيدا مىشود ، زيرا اولا تاريخ شمسى را رسمى قرار دادن ، خلاف نصّ قرآن و خلاف سنّت نبوى و سيرهء ائمه طاهرين ( ع ) و علماى اسلام ، بلكه خلاف منهج راستين تمام مسلمانان است . و ثانيا موجب تفكيك دين از سياست است . . . و ثالثا موجب تعطيل كتابها و تواريخ نوشته‌شده و قطع رابطهء نسل خلف ، با سلف صالح است . . . » . وى پس از بيان ابعاد گوناگون مسائل شرعى ، در زمينه‌هاى يادشده به فرازهاى تاريخى ديگر مبنى بر توطئه‌هاى استعمار بر تغيير سال و ماه قمرى به شمسى و تغيير اسامى ماه‌هاى عربى قمرى به زرتشتى پرداخته و مطالب مفصّلى را آورده است ، كه فرازهايى از آن ذكر مىشود : « . . . مجلس دورهء دوم ( ملّى سلطنتى ) ، سالها و ماه‌هاى قمرى را برداشت و به جاى محرّم و صفر ، حمل و ثور و جوزا را گذاشت . . . » . آن‌گاه با بيان مطالب ديگر ، پرده از ماهيّت زردشتىمآبان دورهء سلطنتى در ايران اسلامى برداشته ، مىگويد : « . . . دورهء پنجم مجلس شوراى ملى ، در جلسه ، يك‌صد و چهل و سوم ، . . . تاريخ شمسى را كه طبق بروج و به اسامى عربى بود ، نسخ ، و به جاى آن ، تاريخ هجرى شمسى باستانى را قرار داد . . . » . آن‌گاه انگيزهء اين تغييرات را چنين بيان مىكند : « . . . اصل اين پيشنهاد به وسيلهء ارباب كيخسرو و شاهرخ ، مردى زردشتى مذهب و دشمن اسلام و اعضاى « فراماسونرى ايران » و به تشويق و ترغيب سيّد حسن تقىزاده ، مهرهء خاصّ اجنبى و از رؤسا و سابقه‌داران شصت سالهء « فراماسونرى » در ايران صورت گرفت . . . » . سپس مىنويسد : « . . . اين پيشنهاد بدين‌طريق بود كه در تاريخ رسمى شمسى كشور ، دو تغيير بايد داده شود : اوّل ، نام ماه‌هاى عربى از حمل و ثور و جوزا . . . به نام ماه‌هاى ايران باستانى ، فروردين ، ارديبهشت ، خرداد و تير . . . تبديل شود . دوّم ، تعداد ماه‌هاى اين بروج ، شش ماه اوّل را 31 روز و پنج ماه دوّم را 30 روز و يك ماه اخير را 29 روز گرفت ، اين مىشود : 365 روز و براى خرده آن هر چهار سال يك‌بار ، اسفندماه را 30 روز و آن سال را تا 366 روز محاسبه كنند . . . » . و علّت كم و زياد شدن ماهها را به شرح زير عنوان مىكند : « . . . اين هم به علّت آن بود كه زردشتيان قبل از اسلام ، پنج روز از سال را جزء سال حساب نمىكردند و در آن پنج روز ، مجّانا دنبال كارهاى
هامش
( 1 ) سوره توبه ، آيه 36 .