تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 1081

مساهمون:

ص١٠٨١
خويش را بيان داشته است . ترجمهء او از رسالهء بديعيّه ، تحقيقى پيرامون آيه
« الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ »
( سورهء نساء ، آيه 34 ) و بحثى پيرامون ولايت فقيه مىباشد ، كه در سال فوق ، چاپ اوّل آن ، توسّط انتشارات حكمت تهران ، در 227 صفحهء وزيرى ، به چاپ رسيده است . « 1 »

2 . نور ملكوت قرآن :

اين كتاب ، پيرامون معارف عاليهء قرآنى ، و در روشنگرى حقيقت قرآن سامان يافته است . اين كتاب به صورت بحث ، بحث مىباشد ، كه مجموع مباحث آن در جلد سوم و چهارم آن ، 8 بحث را تشكيل مىدهد . جلد سوم شامل : بحث پنجم ، منطق قرآن و توحيد خالص در جميع شئون است . بحث ششم ، سير قرآن در آيات انفسى . بحث هفتم ، ثمرهء قرآن ، تربيت انسان كامل است . جلد چهارم شامل : بحث هشتم ، سير آفاقى قرآن و عظمت اخلاق آن . بحث نهم : عربيّت و اعجاز قرآن . بحث دهم ، عظمت و اصالت قرآن كريم . بحث يازدهم ، قاطعيّت و واسعيّت قرآن عظيم . بحث دوازدهم ، غير قابل تغيير بودن و عموميّت قرآن مجيد مىباشد . در ذيل هريك از عناوين يادشده ، دهها بحث ارزشمند و مفيد فرعى قرآنى آورده شده و به مباحث گستردهء تفسيرى نيز پرداخته است . به تازگى جلد چهارم اين كتاب ، از سوى انتشارات علّامهء طباطبايى مشهد ، به چاپ رسيده است .

3 . رساله نوين در شمار شهور :

اين كتاب ، دربارهء بناى اسلام بر سال و ماه قمرى و تفسير آيه :
« إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً . . . »
« 2 » مىباشد كه در تفسير دو آيهء يادشده از سورهء مباركهء توبه ، نگارش يافته است . چاپ اوّل اين كتاب ، در سوم جمادى الثانية 1406 ق ، در چاپخانه طباطبائى ، توسط انتشارات صدرا ، در يك جلد ، قطع رقعى ، با 152 صفحه ، صورت گرفته است .

* روش تفسيرى

اين كتاب ، ضمن تفسير ، دربردارندهء مطالب : ادبى ، فقهى و تاريخى است . در بخش مطالب تاريخى ، مباحثى از قبيل : حركت پيامبر از مكّه به‌سوى عرفه ، خطبهء رسول اللّه در عرفه ، افاضه پيامبر از عرفات و خطبهء پيامبر ( ص ) ، در « منا » را دربردارد . نويسنده ، به تفسير دو آيهء شريفهء مورد بحث ، پرداخته و در محور كلمهء « نسىء » كه در آيهء شريفهء : 37 واقع شده است ، از جنبهء لغوى ، تفسيرى و بيان احكام ، بحث مفصّلى كرده است و نيز گفتار مفسّرانى چون : طبرسى ، فخر الدّين رازى و . . . و دانشمندانى چون ابو ريحان بيرونى و ابو معشر بلخى را در مورد اين كلمه ، نقد و بررسى كرده است . همچنين روايات وارده در اين مورد را نقل كرده و آن‌گاه احكام فقهى « نسىء » را يادآور شده است .

* بخشى از مطالب رساله

« . . . در شرع انور اسلام ، هم تأخير ماه‌هاى حرام ، از محل خود ، حرام است و هم تأخير آداب ، احكام و دستوراتى كه در زمانهاى مشخّص ، همچون ماه رمضان براى روزه و ماه ذىالحجه براى حج ، مقرّر شده است و على هذا ، تبديل ماه‌هاى قمرى به شمسى ، به‌هيچ‌وجه من الوجوه ، جايز نيست » .
هامش
( 1 ) كتابنامه بزرگ قرآن كريم ، ج 4 ، ص 1513 ، به نقل از مجله حوزه ، شماره 7 ، ص 157 . ( 2 ) سوره توبه ، آيه 36 - 37 .