تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 1059

مساهمون:

ص١٠٥٩
حقايق هستى است و داراى تقدّس و افقى بسيار بالاست كه :
« لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ » .
« 1 » جز عقول طاهر از هرگونه آلودگى ، به حقايق آن ، نمىرسد و اگر بنا شود ، هركسى آن را با افكار آلوده به گناه و دنياگراى خود تفسير و توجيه نمايد ، در حقيقت آنچه را كه ارائه داده است ، انعكاسى از افكار خود خواهد بود و حقيقت قرآن در پس پرده مخفى مانده است و باب تفسير به رأى متداول و انحرافى گشوده خواهد شد . امّا از طرف ديگر ، اگر بنا باشد اين‌قدر احتياط نماييم ، اخبارى مسلك شويم و به كلّى قرآن را به كنارى بگذاريم به همان نتيجه‌اى مىرسيم كه استعمار مىخواست و مىخواهد ، يعنى قرآن و آيات حياتبخش آن از جامعه مسلمين طرد گشته و حديث ثقلين به فراموشى سپرده شود . زيرا گروهى قرآن را گرفته و عترت را فراموش كرده‌اند و دسته‌اى هم بالعكس عترت را گرفته و قرآن را به فراموشى سپردند كه هر دو ناصحيح است . بايد توجّه داشت ، كه استفاده از قرآن بايد مبتنى بر فراگيرى علومى چند و عقلى سليم و بدون غرض استمداد از تمامى آيات و آموختن طريق آن از اهل بيت ( ع ) و معلّمين بزرگ قرآن باشد . امّا در مورد اينكه آيه بايد صريحا دلالت داشته باشد ، گفتار درستى نيست . اگر روش استنباط مطالب صحيح باشد ، سادگى يا پيچيدگى دخالتى در درستى استفاده از قرآن ندارد . بنابراين مىبينيم علوم فراوانى از قرآن منشأ گرفته و يا رونق خود را از قرآن كريم ، به دست آورده‌اند ، چون علم نحو ، تفسير ، كلام ، فلسفه و فقه و حتّى بسيارى از علوم تجربى نيز از قرآن مجيد استفاده‌هاى شايانى كرده‌اند و عموما با بحثهاى بسيار پيچيده و دقيقى مطالب عديده و ظريفى را از آيات و يا از آيه‌اى استخراج نموده‌اند ، مثلا فقهاى بزرگ از آيه :
« أَوْفُوا بِالْعُقُودِ
- مائده / 1
وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا
- بقره / 275 و آيه
لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ
- بقره / 188 براى احكام و مسايل اقتصادى استفاده كرده‌اند و از آيات
« وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ »
« 2 » و از
« أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
- نساء / 59 » مسائل سياسى و حكومتى را با روشهاى بسيار پيچيده استنباط كرده‌اند ، كه بسيارى از اين مسايل را از آيات نمىشود صريحا درك كرد ، كه در كتب فقهى و يا اصول فقه آمده است . اين كتاب ، به سال 1371 ، از سوى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى ، در 300 صفحهء وزيرى ، چاپ و انتشار يافته است ، و در طى مراحل نگارش ، از تفاسير التبيان ، مجمع البيان ، تفسير نور الثقلين ، المنار و اخيرا الميزان ، بهره جسته است .

1109 . ترجمه و تفسير قرآن ذاكر پاكستانى [ چ 1414 ق ]

مؤلف محترم آن ، عالم بارع ، آقاى ذاكر محمد حسن رضوى پاكستانى ، يكى از اعلام قرآنى اماميّه در آن سامان در قرن پانزدهم هجرى مىباشد . او ترجمه و تفسير قرآن مجيد را در سى جزء ، به صورت رحلى ، به زبان اردو انجام داده است . ضمن آوردن ترجمهء اردويى قرآن به زبان روز در حواشى آن جنبه‌هاى تفسيرى ، روايى و اقوال مفسّران را نيز آورده است . اين كتاب ، توسّط انتشارات ميزان فاونديشن اسلامك ريسيرچ‌سنر ، در ناظم‌آباد كراچى ، به سال فوق ، به چاپ رسيده است .

1110 . كفاية المفسّرين ، فيروزآبادى [ م 1414 ق ]

مؤلف محترم آن ، فقيه عاليقدر آية اللّه حاج سيّد
هامش
( 1 ) سوره واقعه ، آيه 79 . ( 2 ) سورهء انفال ، آيهء 41 .