اصغر ) و چه در بهرهبرى از درياى بىكران معارف قرآنى در اصول اعتقادى ، ( فقه اكبر ) بر اين مشى استوار بوده است . « 1 »
* افتخار تلمّذ
نگارنده مدّتى از محضر شريف ايشان تلمّذ نموده است . عالمى بود بسيار پرهيزگار و پارسا و متديّن و متعبّد از همين رو ، مورد توجّه و عنايت بزرگان حوزه علميه و مراجع عاليقدر تقليد شيعه قرار داشتند و هنگامى كه در اثر مبارزه با خوانين و ملّاك منطقه ، به قم مهاجرت نمودند ، از سوى آيتاللهالعظمى آقاى بروجردى ، مورد تكريم و احترام قرار گرفتند ، و از آن زمان حوزه تدريس ، خارج اصول و تأليف تفسير قرآن و معارف عاليه الهى داير ، فقط در تابستانها و مناسبتهاى مذهبى ، مردم ترك از وجود ايشان بهرهمند مىشدند . گرچه فيوض علمى و بهرههاى معنوى او شامل عموم علاقهمندان معارف اسلامى مىباشد .
1108 . برداشتى از قرآن نجفى [ چ 1413 ق ]
مؤلّف محترم آن ، آقاى محمد جعفر نجفى علمى ، يكى از پژوهشگران قرآنى قرن پانزدهم هجرى مىباشد و نام كامل اثر وى « برداشتى از جامعه و سنن اجتماعى در قرآن » مىباشد .
او برخى از مسائل اجتماعى و اقتصادى را به قرآن مجيد عرضه نموده است و پاسخ آنها را از آيات استنباط و استخراج نموده است و خود در پيشگفتارى در پاسخ اين سؤال كه آيا اين گونه برداشتهاى علمى و اجتماعى از قرآن از مصاديق تفسير به رأى مىباشد ؟ مىنويسد :
آيا اينگونه برداشتهاى علمى و اجتماعى از قرآن از مصاديق تفسير به رأى نيست ؟
ايراد ديگرى كه ممكن است بر اين بحث گرفته شود ، اين است ، كه اينگونه بهرهبرداريها از قرآن خصوصا در زمينهء جامعهشناسى كه رهآورد غرب و شرق است ؛ احيانا مصداق تفسير به رأى بوده و قرآن بالاتر از آن است كه كتاب علمى يا جامعهشناسى بوده باشد ؟ بلكه داراى افقى برتر از حد تصوّر و كتاب هدايت پرهيزكاران و پارسايان است .
در پاسخ بايد گفت ، همان گونه كه قرآن عظيم در بسيارى علوم مورد استفاده قرار مىگيرد ، چه اشكالى دارد ، كه در مورد مسايل اجتماعى ، سرنوشت اقوام و ملل ، عوامل ترقّى و سقوط و انحطاط و سنن قومى و . . . كه در بسيارى از آيات متذكّر است ، از آن بهره گرفته شده و از اين درياى بىپايان و ژرفا ، تشنگان علوم نيز سيراب گردند .
اهل تحقيق و علماى ربّانى ، معتقدند كه ظواهر آيات قرآن حجّت است ، و از قرآن مىتوان استفاده كرد و خود قرآن ، امر به تدبّر و تفكّر در آياتش نموده است :
« أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً . »
« 2 »
روايات معتبر بسيارى از اهل بيت عصمت ( ع ) نيز نقل شده كه مردم را مستقيما به قرآن و استنباط از آيات آن ارجاع داده ، در كتب اصول فقه هم به طور مشروح به اين مسئله اشاره شده است . اگر گفته شود ، آيات بايد بر مطلبى به طور صحيح و روشن دلالت نمايد ، نه آنكه با توجيه و تفسير دور ، مطلبى از آن استخراج گردد و به قرآن تحميل شود ، در پاسخ بايد گفت كه : اين اشكال از جهتى صحيح و منطقى است و از نظر ديگر اشكال وارد نيست . اما درستى آن ازاينجهت است كه قرآن كتاب وحى و فرستادهء پروردگار جهانيان و حاوى دقيقترين و عمقترين
هامش
( 1 ) آئينه پژوهش ، شماره 22 ، ص 88 .
( 2 ) سوره نساء ، آيه 82 .