سلسلهء سادات خاندان ميرصادقى مىباشد ، كه در اصفهان و حومه از شهرت و اعتبار ويژهاى ، برخوردار مىباشند .
1098 . معانى القرآن بهبودى [ چ 1411 ق ]
مؤلف محترم آن ، پژوهشگر توانا اديب نامى استاد محمد باقر بهبودى ، يكى از كاوشگران حديث و قرآن در قرن چهاردهم و اوايل قرن پانزدهم هجرى مىباشد .
[ تصوير ] قرآن كريم ، در بلاغت و فصاحت در حدّ اعلاى اعجاز است ؛ يعنى هم از حيث انتخاب كلمات و تركيب جملات ، شيوا و روان است و هم از حيث مفهوم و معنى ، وافى به مقصود مىباشد .
امّا ، معالأسف ، بسيارى از ترجمهها و تفسيرهايى كه از قرآن مجيد عرضه شده است ، پيچيده و نارساست . اين امر ، سبب گرديده است كه شيفتگان قرآن مجيد ، از قرآن بهرهاى كافى و وافى نبرند و از احكام و معانى بلند و زندگىساز قرآن ، محروم بمانند . استاد ، آقاى محمّد باقر بهبودى ، كه ساليان متمادى در سخنان اهل بيت ( ع ) غور و بررسى كردهاند و مطالعات عميقى در تاريخ ، فرهنگ عرب ، فقه و ديگر دانشهاى اسلامى داشتهاند ، اينك ، با كولهبارى از تجربيّات ارزنده و با همّت بلند ، به ترجمه و تفسير قرآن ، با اسلوبى روان و روشن ، دست يازيدهاند .
ايشان بر اين ترجمه و تفسير ، مقدّمهاى عالمانه نگاشتهاند و در آن ، از اين مقوله بحث مىكنند كه :
ترجمهها و تفسيرهاى قرآن كريم ، از نظر معنى و مفهوم ، روشن نيستند و دانشمندان اسلامى در فهم آنها به اختلاف و پراكندگى ، سخن گفتهاند پذيرفتن اين پراكندگى و درج اختلافات ( بىآنكه به حلّ آن موفّق شده باشند ) ، بهمنزلهء آن است كه در بلاغت قرآن ترديد كرده باشند درحالىكه بلاغت قرآن ، قابل ترديد نيست .
اين اختلاف و پراكندهگويى از كمى تدبّر و تحقيق صحابه و تابعين صدر اوّل ، ناشى شده است ، كه ديگران را هم به دنبال خود كشاندهاند ، نه آنكه نقصى در جملهبندى و القاى معانى قرآن ، وجود داشته باشد . اين اختلافات علل مختلفى داشته است ، از جمله : گاهى نقص تحصيلات و بىاطّلاعى از فرهنگ عرب و گاهى بىاطّلاعى از تاريخ اسلام و ناآگاهى شناخت واقعيّتها است كه افراد را دچار ابهام و ترديد كرده است . »
معظّمله پس از يك مقدّمهء عالمانه و هشداردهنده ، كه در واقع روش ترجمه و تفسير ايشان را هم روشن مىكند ، به ترجمه و تفسير مىپردازد . » « 1 »
اين كتاب در تهران ، توسط خانهء آفتاب در سال 1369 در 612 صفحهء وزيرى ، چاپ گرديده است .
1099 . تفسير شيخ محمد حسين اويسى [ م 1411 ه . ق ]
مؤلف آن ، عالم جليل ، شيخ محمد حسين بن
هامش
( 1 ) مجله حوزه شماره چهلم ، ص 172 - 171 .