1090 . تفسير آية اللّه اصفيائى [ م 1410 ه . ق ]
مؤلّف آن ، عالم ربّانى و عارف صمدانى مرحوم آية اللّه آقاى حاج سيّد اسماعيل اصفيائى ( شندآبادى ) ، ( قدّس اللّه لطيفه و اجزل تشريفه ) ، يكى از كاوشگران معارف قرآنى و عرفانى در قرن چهاردهم و اوايل قرن پانزدهم هجرى مىباشد .
او به سال 1328 هجرى قمرى ، ديده به جهان گشود ، پس از آنكه قرآن و ادبيّات فارسى را فراگرفت ، عازم حوزههاى علميّه گرديد ؛ تا آنكه در محضر مرحوم آية اللّه حاج ميرزا كاظم آقا شبسترى ( قدّس اللّه ) ، به تكميل علوم و فنون تا سطوح عاليه پرداخت ؛ سپس وارد حوزه تبريز شد و از محضر درس مرحوم آية اللّه حاج ميرزا ابو الحسن آقا انگجى و از دروس خارج فقه و اصول مرحوم آيتاللّه حاج سيّد مرتضى خسرو شاهى ( اعلى اللّه مقامهم ) ، در حدّ وافر بهره برد . تا آنكه خود ، يكى از مدرّسين ماهر و زبردست حوزهء علميّهء تبريز قرار گرفت .
[ تصوير ] آيتاللّه اصفيائى در عرفان عملى و طى مدارج سير و سلوك داراى مقامى شامخ بود و بعضى از حالات و سرگذشتهاى آن فقيد سعيد و مخصوصا ارتباط او را با ساحت مقدسهء معصومين ( صلوات اللّه عليهم ) ، بىمقدّمه نمىتوان ايراد نمود ؛ او به حق ، يكى از صالحان بود . هنگامى كه خبر فوت او را به حضرت شيخ الفقهاء و المجتهدين آية اللّه العظمى آقاى اراكى دادند ؛ معظّمله سه مرتبه فرمودند :
« اصفيائى از اصفياء بود » حضرت آية اللّه بهاء الدينى ، وقتى خبر فوت ايشان را شنيدند ، فرمودند : « ايشان در آنجا ( عالم آخرت ) حكومت دارند » .
آيتاللّه اصفيائى ، عنايت خاصّى نسبت به احوال و نوادر آثار علماى گذشته ، داشت و از بين آنان از سه تن : « سيّد بن طاوس ؛ شهيد ثانى و از متأخرين آيتاللّه آقا ميرزا جوادآقا ملكى تبريزى ( قدّست اسرارهم ) » ، بسيار ياد مىنمود ؛ در اوانى كه در روزهاى گرم تابستان در قم روزههاى مستحبّى مىگرفت ، كمى به وقت افطار مانده نزد قبر شريف مرحوم ملكى حاضر مىشد و با او نجوائى داشت ؛ يادآورى مىشود ، كه لوح قبر مرحوم ملكى ضايع شده بود . مرحوم اصفيائى سرلوح جديدى براى قبر آن مرحوم تهيّه كردند .
روح و ذهن مرحوم آية اللّه اصفيائى از معارف قرآن كريم اشراب شده بود . و در مقام تفسير قرآن ، نكاتى را يادآورى مىكرد ، كه شايد بعضى از آنها در هيچ تفسيرى وجود نداشت . مرحوم اصفيائى ، در قسم ادبى تفسير قرآن نيز نظرهاى خاصى داشت و گاهى با علماى فن ، مخالفت مىنمود ؛ در اينجا محض نمونه ، مثالى از گفتههاى ايشان ذكر مىشود :
علماء فن نحو ، در آيهء شريفهء
« عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ »
( بها ) را به معناى ( منها ) گرفتهاند . مرحوم اصفيائى مىفرمود : اين يك اشتباه است ، كه بگوئيم ، ( بها ) به معناى ( منها ) است ، و بگذريم ؛ بلكه در اينجا عدول از ( من ) به ( ب ) تضمين است و چون در اشراب معناى تلذّذ در ( يشرب ) صورت گرفته است .
مرحوم اصفيائى به اصطلاح علماء ، شمّ