خود را از آن گردآورى نموده است . اين تفسير از سوى مؤسّسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوى ( ع ) ، انتشار يافته است . « 1 »
1058 و 1059 . تفاسير حسنزاده [ چ 1406 ق ]
مؤلّف محترم آن ، حكيم الهى و عارف صمدانى آيتاللّه حسن حسنزاده آملى يكى از اساتيد برجستهء حوزهء علميّهء قم و از كاوشگران معارف الهى در قرن پانزدهم هجرى مىباشد .
[ تصوير ] تاكنون دو اثر قرآنى پديد آمده است :
1 . تصحيح خلاصة المنهج :
خلاصة المنهج ، تلخيصى است ، از تفسير شريف « منهج الصادقين فى تفسير القرآن المبين » ، تأليف ملا فتح اللّه كاشانى ، كه به دست خود مؤلّف ، صورت پذيرفته است .
آنچه كه لازم است ، خاطرنشان گردد ، اين است ، كه مرحوم ملا فتح اللّه كاشانى ، تفسير منهج و خلاصهء آن را بنا بر قرائت ابو بكر بن عياش از عاصم تفسير فرموده و قرائت مشهورى كه قرآن بدان تلاوت مىشود ، بنا بر قرائت حفص از عاصم است .
حال بدانكه حضرت استاد آية اللّه حسنزاده آملى ، ( دام توفيقه ) علاوه بر تصحيح دورهء كامل خلاصة المنهج ، رسالهاى نفيس در تمييز موارد اختلاف دو قرائت يادشده ، تأليف كرده كه در آخر خلاصه ، به طبع رسيده است . لكن ناشرش آن را به نام استاد نشر نكرده ، بلكه به نام علّامهء ذوالفنون ميرزا ابو الحسن شعرانى ، ( رضوان اللّه تعالى عليه ) منتشر كرد ، چرا كه در آن زمان ايشان از شهرت علمى بالايى برخوردار بودند و استاد طلبهاى جوان و گمنام . مشروح جريان فوق ، همواره با تمام رسالهء مزبور در نكتهء 638 و هزار و يك نكته ذكر گرديده است .
2 . انسان و قرآن :
مجموع مطالب اين كتاب ، همان گونه كه از نامش پيداست ، گرد دو محور دور مىزند : الف : قرآن . ب :
انسان .
حضرت استاد در محور نخست ، از عظمت و بىنهايتى قرآن ، از مراتب و درجات قرآن و از اينكه قرآن كتاب برهان و عرفان است و اينكه قرآن مأدبة اللّه است و مطالبى ازايندست ، به تفصيل بحث مىكند . آنگاه كمكم به محور دوم بحث - يعنى بحث از انسان كامل به عنوان حامل و ظرف قرآن - منتقل مىشود ، و با بررسى و بيان مطالبى و ارائه ادلّه و شواهدى ، ضمن فصول و مراحلى اثبات مىكند ، يكى از مصاديق ، بلكه اهمّ مصاديق ليلة القدر ، كه قرآن در آن نازل شده است ، بنيهء طيبهء محمّدى ( ص ) و آنانى كه وارث او و مصاديق انسان كاملند ، مىباشد .
استاد ، خود در بيان چگونگى تأليف اين كتاب ، چنين فرمودهاند : « آنچه كه ما را در تأليف كتاب انسان و قرآن كمك فراوانى كرد ، دو مفتاحى بود ، كه يكى را از جناب استادم ، آية اللّه حاج شيخ محمد تقى آملى ، ( قدّس سرّه ) و ديگرى را از جناب
هامش
( 1 ) دائرةالمعارف تشيّع ، ج 4 ، ص 582 .