6 . مقام نبوّت و رسالت الهى است .
7 . دين اسلام است ، كه رسول اكرم به آن مبعوث گرديده است .
8 . كثرت افراد مسلمين است .
9 . فضائل كثيرى است ، از علم و معرفت و قدرت بر خرق عادت و اخلاق كريمه .
10 . بلندى نام مبارك حضرت اوست .
11 . خصوص علم و دانش است ، كه در آن خير كثير نهفته مىباشد .
12 . خصوص خلق و خوى نيكوست .
13 . خصوص همين سورهء مختصريست كه با كوچكى خود ، معجزهء باهره است و مشتمل بر اخبار به غيب است ، كه دشمن رسول اكرم ( ص ) ، پايدار نخواهد بود .
14 . تمام نعمتهايى است ، كه حق متعال ، به پيغمبر اكرم ( ص ) ، اعطا فرموده است .
15 . آنكه به نظر نگارنده ، متعيّن است ، همان خصوص كثرت ذريّه است ، نه به اين معنى كه مقصود از كوثر جميع ذريّهء طيّبهء رسول خدا ( ص ) ، هم باشد ، بلكه به حسب ظاهر ، مقصود مردم عرب ، كسى را كه اولاد ذكور نداشت ، ابتر ، يعنى بلاعقب مىگفتند . پس از اين جريان ، اين سورهء مباركه ، نازل شد .
نگارنده مىگويد : چون گفتهاند : فاطمه زهراء ( ع ) ، سال دوم بعثت متولد شده و عبد اللّه نيز بعد از بعثت متولد شده پس بنابراين ، در موقع وفات عبد اللّه ، فاطمه ( ع ) موجود بوده است . چون سنّ عبد اللّه كمتر از شش سال بوده است ، ( بنا بر نقل مجلسى ( قدس سره ) و مقتضاى اين داستان و همچنين آيهء شريفه ، اين است ، كه در هنگام نزول ، ديگر حضرت رسول ( ص ) ، فرزند پسر نداشته است و قاسم قبلا وفات كرده بوده است .
قرينهء دوم ، خود آيهء شريفه است ، كه نزديك به صريح است ، كه در مقابل گفتهء دشمنان است ، كه مىگفتند : حضرت رسول ( ص ) ، ابتر است . شبههاى ندارد اينكه خداوند متعال مىفرمايد به تو اعطاء كرديم ، مربوط به نسل است و الّا هيچ تناسب نداشت كه بعد از
« إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ »
بفرمايد
« إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ » .
دشمن بداخلاق قرآن است ، كه بلاعقب و بدون نسل است . مثلا اگر مقصود از كوثر ، علم فراوان و انبوه باشد بفرمايد دشمن تو بلاعقب است ، يعنى علم داشته باشند و هر دو بلاعقب باشند . پيدا است كه ظاهر اين است ، كه مىخواهد حق متعال ، براى پيغمبر اثبات كند مزيّتى را كه دشمن آن مزيّت را ندارد ، اين است كه دودمان باقى ندارد و مىخواهد بفرمايد كه شما دودمان باقى دارى . پس بايد كوثر مربوط به نسل باشد . قدر متيقّن و يقينى از كوثر ، در مقابل
« إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ »
بقاء نسل است .
3 . آيه ظاهر است ، در اينكه ، كوثر را اعطاء فرموده است ، و اين انعام تحقّق پيدا كرده است ، چون در مقام امتنان ، فعل ماضى استعمال فرموده است و مفاد آن ، اين است كه ما به تو داديم كوثر را .
بنابراين مقصود امّت اسلامى و يا علماء اسلامى و اين قبيل امور نيست ، بلكه كثرت ذريّه هم نيست ، براى اينكه در آن هنگام ، كثرت ذريّه صورت وقوع خارجى نداشته است . خلاصه ، وعدهء اعطاء كوثر اين نيست ، كه ممكن باشد ، بعدا حق متعال به پيغمبر اكرم ( ص ) ، پسران فراوانى بدهد و از آنان ، نسلهاى كثيرى به وجود آيد . نفرمود بعدا تو صاحب نسل فراوان خواهى شد ، به واسطه فرزندانى كه بعدا به تو مىدهم . و لذا خداوند متعال از ابراهيم نسلى به ايشان اعطاء نفرمود ، با اينكه خداوند متعال ، بعد از اين سورهء شريفه ، او را به ايشان اعطاء فرمود . پس