چون واضح شد راجع به نسل است به قرينه ، مورد نزول و ذيل سورهء مباركه ، و معلوم شد اين انعام گذشته و تحقّق يافته است . و نيز معلوم شد ، كه كوثر مرادف با كثرت نيست ، بلكه مورد يك فردى است ، كه از او كثرت حاصل مىشود و توضيح اين مطلب ، محتاج به ذكر چند مطلب است 1 . اينكه از مراجعه به لغت و موارد استعمال ، على الظاهر ، كلمهء « كوثر » ، مرادف با شىء كثير نيست ، براى اينكه شيخ طوسى ( رحمة اللّه تعالى ) ، در « تبيان » ، كوثر را معنى كرده است به : « الشىء الذى من شأنه الكثرة » و بعدا به خير كثير هم معنى كرده است .
ولى ظاهر اين است ، چون خير در او بركت و كثرت و زيادتى است ، به اين جهت كوثر بر آن هم اطلاق مىشود .
در لسان العرب و قاموس ، موارد استعمال كوثر را كه ذكر كرده است ، از اين قرار است :
غبار درهم پيچيده و مرد كثير الخير ، چنانچه در اين شعر است : « و كان ابوك ابن العقائل كوثرا » و نهرى است ، در بهشت كه نهرهائى از او منشعب مىشود :
از اينكه مثل شيخ ( قدس سره ) ، به مطلق كثير ، معنى كرده است و اينكه لسان العرب موارد استعمال را ذكر كرده است ، ديگر براى اينكه بعضى از اهل لغت ، مطلق كثير معنى نمودهاند ، حجّتى باقى نيست ، براى اينكه ، آنان در صدد دقّت در حدود معنى نيستند ، بلكه در مقام بيان شرح الاسم مىباشند .
2 . اينكه ظاهر آيه شريفه ، مسلّما وارد در نسل پيغمبر است ، به دو قرينه : يكى مورد نزول است ، كه اكثر مفسّرين نقل كردهاند . از قبيل : تبيان و مجمع و تفسير قمّى ، مطابق نقل مجمع البيان ، چنين است .
گفته مىشود كه سورهء مباركه در موضوع عاص بن وائل سهمى نازل شده است و شرح آن چنين است كه : نبىّ اكرم ( ع ) ، از مسجد الحرام خارج مىشد و در همان هنگام ، عاص سهمى وارد مىشد . نزديك در مسجد ، دو نفر باهم ملاقات كرده و باهم مذاكره مىكردند . در اين هنگام ، عدّهاى از صناديد قريش در مسجد نشسته بودند . عاص بن وائل سهمى كه وارد شد ، گفتند : با كى صحبت مىكردى ؟ گفت : با اين مرد ابتر ( اين مرد بلاعقب ) و اين جريان ، موقعى بود ، كه تازه عبد اللّه ، پسر حضرت رسول ( ص ) ، كه از بطن خديجه متولّد شده بود ، وفات كرده بود .
مرحوم مجلسى ( قدس سره ) ، از ابن عبّاس نقل مىكند كه : « اوّل كسى كه از فرزندان حضرت رسول ( ص ) ، متولّد شده ، قاسم بود ، پس از آن زينب ، بعد از آن رقيّه ، بعد از آن فاطمه ، بعد از آن امّ كلثوم و بعد از آن عبد اللّه ، قاسم مرد پس از آن عبد اللّه مرد . عاص بن وائل سهمى گفت نسل او قطع شد و او ابتر است . » « 1 » اين قسمتى از تفسير نامبرده بود ، كه محض تبرّك و به ياد زهراى اطهر ( س ) نقل شد .
* آثار و تأليفات
1 . ابتغاء الفضيلة فى شرح المكاسب المحرّمه ، يك دوره فقه استدلالى ، پيرامون مكاسب محرّمه و خيارات ، كه جلد نخستين آن انتشار يافته است .
2 . كتاب الطّهارة . 3 . كتاب الخمس ، صلاة الجمعة ، صلاة المسافر ( اين چند رساله زير طبع است ) . 4 . يك دوره اصول فقه . 5 . يك دوره اصول عقائد .
* خدمات اجتماعى
مرحوم آية اللّه حائرى بهسان والد بزرگوار خود ،
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، ج 22 ، ص 661 ، اين تفسير به كوشش حجة الاسلام و المسلمين آقاى حسين رضوانيان در مجله بيّنات در حال انتشار است .