ماهى خانم
خواهر ملا نثارى از سخنوران سدهء دهم هجرى قمرى تبريز است . صاحب تذكرهء صبح گلشن او را از طبقهء جلاير معرفى كرده و نوشته است كه به كمال صورت و حسن سيرت آراسته و به لطافت طبع و نزاكت خيال پيراسته بود .
مشير سليمى به نقل از دانشمندان آذربايجان او را به اشتباه دختر ملا نثارى نوشته است .
از اوست :
اشكى كه سر ز گوشهء چشمم برون كند * بر روى من نشيند و دعوى خون كند
* * *
آه زان زلفى كه دارد رشتهء جان تاب او * واى زان لعلى كه هردم مىخورم خوناب او
( صبح گلشن ، ص 359 - قاموس الاعلام ، ج 6 ، ص 4142 - دانشمندان آذربايجان ، ص 323 - زنان سخنور ، ج 2 ، ص 154 )
مبدع تبريزى
از سخنوران سدهء يازدهم هجرى قمرى است . نصرآبادى مىنويسد : مدتى در اصفهان زركشى و نخكوبى مىكرد و چند سال قبل از اين ( 1083 - 1090 ) به هند رفته خبرى از او نيامد از اوست :
دم آبى است نصيب از دم تيغت ليكن * داغ كم ظرفى قسمت جگرم مىسوزد
* * *
مىطپد دل در برم دلبر نمىدانم چه شد * انتظارم كشت آن كافر نمىدانم چه شد
دوش سر زد نامهء همت بلندى از دلم * نه فلك را سوخت بالاتر نمىدانم چه شد
* * *
آهوى مهر چو آيد به چراگاه حمل * روز را پر كند از نافهء شب جيب و بغل
( تذكرهء نصرآبادى ، ص 392 - صبح گلشن ، ص 361 - قاموس الاعلام ، ج 6 ، ص 4147 - دانشمندان آذربايجان ، ص 324 )