عليه السلام به امر سقايى اوقات گذرانيد و در همين اوقات با مولانا وقوعى تبريزى كه ساكن كربلا بود صحبت داشت . وى در علم هندسه نيز اطلاعات كافى داشت به زبان فارسى و عربى و تركى شعر مىگفت به تركى بهتر از عربى و فارسى مسلط بود به تاريخ 1024 به هندوستان سفر كرد و به صحبت عبد الرحيم خان خانان رسيد و قصيدهيى به تركى و فارسى در مدح او گفت و صله يافت مطلع قصيده اينست :
خان قدسى منقبت نواب اسكندر نشان * آصف ثانى سليمان دوم خضر زمان . . .
( مآثر حيمى ، ج 3 ، ص 1360 - 1368 )
مجذوب تبريزى
شرف الدّين ميرزا محمد فرزند محمد رضا متخلص به « مجذوب » از سخنوران و دانشمندان بنام سدهء يازدهم هجرى قمرى است . نصرآبادى او را دانشجوى خوب و گشاده دل و داراى ذوق صوفيانه دانسته و رضا قلى خان هدايت شاعر عارف دورهء صفويه معرفيش كرده است .
وى در وسعت مشرب و سلوك و كثرت ذوق و تصوف بر كمال بود . طلاب تبريز هر روز در حلقهء درس وى گرد مىآمدند و از بيانات شيرينش فيضها مىبردند . غزليات شيرين و قصايد دلكشى در مدايح حضرات ائمه اطهار به نظم آورده تدوين ديوانش به تاريخ 1063 خاتمه يافته است خود گويد :
پى تاريخ اين ديوان محشر * كه خوانى باشد از لعل و گهر پر
سروش عالم قدسى به گوشم * ندا درداد و گفتا ( خوان پر در )
- 1063
وفات وى در تاريخ 1093 اتفاق افتاده شادروان حاجى حسين نخجوانى در تاريخ درگذشتش اين ماده تاريخ را آورده است :
مجذوب از آن رفت به صد خوشحالى * در باغ نعيم بوده جايش خالى
تاريخ وفاتش از خرد پرسيدم * گفتا ( آسود در بهشت عالى )
- 1093