تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 964

مساهمون:

ص٩٦٤
11 - معرفى كتاب و ترجمهء دو مقاله از استاد ابراهيم آبيارى 12 - ترجمه و اقتباس از چهار كتاب در اعجاز علمى قرآن . آقاى دكتر روشن‌ضمير در ياد ياران از سجاياى اخلاقى و علمى او ياد كرده و افزودند : « استاد ترجانىزاده از اساتيد معروف گروه زبان و ادبيات پارسى بودند و خطيب دانشكده ناميده مىشدند و در اغلب مجالس سخنرانيها و دعوتها شركت داشتند . به‌ندرت ديده مىشود كه دانش و ذوق هر دو به حد كمال در يك تراز گرد آيد ولى آنچه خوبان همه داشتند او تنها داشت : هم ذوق سرشار و هم دانش فراوان كه براى استاد ادبيات هر دو در بايست است و يكى بىديگرى ناقص . دربارهء دانش وى ، در صلاحيت اساتيد ادب و شاگردان فاضل اوست كه قلم‌فرسايى فرمايند دربارهء ذوق سرشار او توان گفت كه در شعر و كلام منظوم بس چيره‌دست بود و اگر كسى بخواهد ميزان تسلط وى را در اين مورد بيابد ، بايد به مثنوى « دختر ترسا در يك‌صد و سيزده بيت ، كه به نظر اين بنده شاهكار شعرى اوست ، مراجعه فرمايد واقعهء بس تأثرآور اينكه شنيديم استاد روزى از روزهاى آخر عمر با رنج بسيار خود را به‌سوى كتابها كشانده و يكى دو جلد از آنها را برداشته بود ، ولى چون ديگر نتوانسته بود بخواند ، آنها را به آغوش كشيده و گريسته بود . اين منظرهء دلخراش جانگداز را تنها كسانى در مىيابند كه عاشق كتابند . . .
اى مونسم ، اى كتابخانه * اى مأمنم از غم زمانه حقا كه به هركجا رسيدم * بهتر ز تو مونسى نديدم آنان كه رفيق نيمه راهند * بر صدق عرايضم گواهند ! در نيك و بد و خوشى و ادبار * تنها تو بُدى به من وفادار من رفتنىام تو جاودان باش * ز آسيب زمانه در امان باش !
از اساتيد دانشكدهء ادبيات تبريز ، دو تن به استادى ممتاز نائل آمدند : شادروان استاد دكتر خيّام‌پور و شادروان استاد ترجانىزاده و اين گزينش آن‌چنان بجا و شايسته بود كه نشنيده‌ام كسى بدان اعتراض كند . » خانم فاطمه ترجانىزادهء دخت گرامى استاد ، قصيده‌يى تحت عنوان « بلائى نمىرسد » به بنده