تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 888

مساهمون:

ص٨٨٨
و در خارج از كشور در دار الكتب قاهره دانشگاه پنجاب پاكستان ، طوپ‌قاپوسراى استانبول ، موزهء بريتانيا هست و براى اطلاع از مشخصات آنها به فهرست نسخه‌هاى خطى ، ج 3 ، ص 2242 - 2243 رجوع شود .

2 - مثنوى ده‌نامه يا منطق العشاق

كه آن را به نام وجيه الدّين شاه يوسف نوهء خواجه نصير الدّين طوسى ساخته چنان كه گويد :
وجيه دولت و دين شاه يوسف * كه دارد رتبت پنجاه يوسف نصير الدّين طوسى را نبيره * كه عقل از فطنت او گشت خيره
منطق العشاق را به سال 706 به نظم درآورده است . خود گويد :
به سال ذال و واو از سال هجرت * به پايان بردم اين در حال هجرت
اين مثنوى 500 بيتى و در 1335 ش ، به كوشش محمود فرح چاپ شده است . آغاز :
به نام آنكه ما را نام بخشيد * زبان را در فصاحت كام بخشيد
انجام :
دلم مصباح گشت و فكرتم زيت * بدان فكرت بگفتم پانصد بيت
از اين منظومه نسخه‌هايى در موزهء بريتانيا و دار الكتب قاهره و كتابخانهء عارف مدينه و كتابخانهء مجلس و آستان قدس رضوى هست و . . . براى اطلاع بيشتر رجوع كنيد به فهرست نسخه‌هاى خطى ج 4 ، ص 2818 .

3 - مثنوى جام جم

كه بر وزن و اسلوب حديقهء سنايى ساخته و در آن سلطان ابو سعيد را مدح كرده است . اين مثنوى شامل پنج هزار بيت است و به سال 733 در ماه رمضان تأليف آن به پايان رسيده خود گويد :
چون به تاريخ برگرفتم فال * هفتصد رفته بود و سى و سه سال چون به سالى تمام شد بدرش * ختم كردم به ليلة القدرش
در اين مثنوى عرفانى كه شاهكار شاعر به شمار مىرود ضمن مطالب اخلاقى و اجتماعى ، حكمرانان را نيز پند آموخته است چنان كه گويد :
اى كه بر ملك و مملكت شاهى * عدل كن گر ز ايزد آگاهى عدل بىعلم بيخ و بر نكند * حكم بىعدل و علم اثر نكند