تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 884

مساهمون:

ص٨٨٤

امينى مراغه‌يى

ميرزا محمد تقى از افاضل اماميهء اوايل قرن حاضر ( چهاردهم هجرى قمرى ) آذربايجان است مولد و منشا و مدفن وى مراغه است او بسيار زاهد و متقى و نيكوسيرت و ستوده خصلت بود و املاك و مزارع موروثى پدرى خود را تدريجا فروخت و در دستگيرى فقرا صرف نمود تا آنكه در آخر عمر بىچيز شد و با دسترنج خود امرار معاش نمود و . . . نسبت به احكام دينيه سخت غيور و شديدا مخالف تزوير و ريا بود و به هر دو زبان فارسى و تركى آذربايجانى اشعار نغز و طرفه مىسرود و به جهت انتساب به ملا غفار نام امين الشرع مراغى و يا به شخصى طرماح نامى گاهى « امينى » و گاهى « طرماحى » تخلص مىنمود . اغلب اشعارش كه مشتمل بر طعن و توبيخ اهل ريا بوده از بين رفته است . از اوست :
ژنده مىپوشم و صد فخر به كيوان دارم * افسر از فقر و ز خاك سيه ايوان دارم من چه محتاج به تاج و كمر زرينم * از قناعت كمر و تاج ز ايمان دارم نكشم منت ديبا و حرير و اكسون * كه برهنه سر و پا و تن عريان دارم
* *
رفتم به سراغ دل گم‌گشته به كويش * با غمز و نيازى كه بود رسم گدا را گفتم كه اسير است دلم در خم زلفت * رحمى كن و از قيد كن آزاد نگارا در حيرتم آن توده مشك است و يا موى * وين دانهء خال است و يا عنبر سارا محراب « امينى » است و يا ابروى جانان * يا يك‌شبه ماهى ز افق گشته هويدا
تاريخ وفاتش بدست نيامده و ليكن در اوايل مشروطيت ( سال هزار و سيصد و بيست و چهار هجرى قمرى ) در قيد حيات بوده است و بنابه مشهور نسبش به حاتم طايى موصول و پدر و اجدادش نيز از علماى مراغه بوده‌اند . ( ريحانة الادب ، ج 4 ، ص 4 - 5 - الذريعة ، ج 9 ، ص 106 )