تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 867

مساهمون:

ص٨٦٧
بال‌وپرم به ساحت بيگانه پاك ريخت * آن شاخسار انس كه سويش پرم كجاست ؟ مسكين ستارگان شبم طعنه مىزنند * شمشير بر برق‌زاى شه صبحدم كجاست ؟ اين رهبران به نقطهء لاادريم برند * دستى ز دستگير مروت‌شيم كجاست ؟ تفسير وحى و باطن تنزيل گو مخوان * ما را سر مباحث پرپيچ‌وخم كجاست ؟ شوريده را كه باز نداند سر از قدم * امكان فحص و بحث حدوث و قدم كجاست ؟ كيهان زبون قوهء بىمشعر قضاست * كس را مجال دم زدن از بيش‌وكم كجاست ؟ جسم ضعيف را به ره سيل حادثات * دست ستيز و قدرت لا و نعم كجاست ؟ در كشور وجود به جايى نرفت راه * آن ره كه مىرود به ديار عدم كجاست ؟
* * *
لطافتى كه تو دارى كجا به گلزار است * طراوتى كه تو دارى كجا به ازهار است صباحتى كه تو دارى كجا سحر دارد * حلاوتى كه تو دارى كجا به اشعار است مگر نه پيش قدت سرو مانده پا در گل * مگر نه پيش جمالت گل چمن خوار است
غنىزاده به سال 1313 شمسى در تبريز وفات يافت و در گورستان طوباييه دفن شد . مرحوم اميرخيزى در قصيده‌يى چنين گفت :
نگونسار اى آسمان بلند * چه دارى ز آزادگان دل نژند . . . جهان اژدهايى است مردم شكر * دل اندر جهان تا توانى مبند نگه كن غنىزاده محمود را * سخنور دبير آن مدير سهند چگونه كشيدش به كام اندرون * دم آهنج اين اژدر آزمند