بالوپرم به ساحت بيگانه پاك ريخت * آن شاخسار انس كه سويش پرم كجاست ؟
مسكين ستارگان شبم طعنه مىزنند * شمشير بر برقزاى شه صبحدم كجاست ؟
اين رهبران به نقطهء لاادريم برند * دستى ز دستگير مروتشيم كجاست ؟
تفسير وحى و باطن تنزيل گو مخوان * ما را سر مباحث پرپيچوخم كجاست ؟
شوريده را كه باز نداند سر از قدم * امكان فحص و بحث حدوث و قدم كجاست ؟
كيهان زبون قوهء بىمشعر قضاست * كس را مجال دم زدن از بيشوكم كجاست ؟
جسم ضعيف را به ره سيل حادثات * دست ستيز و قدرت لا و نعم كجاست ؟
در كشور وجود به جايى نرفت راه * آن ره كه مىرود به ديار عدم كجاست ؟
* * *
لطافتى كه تو دارى كجا به گلزار است * طراوتى كه تو دارى كجا به ازهار است
صباحتى كه تو دارى كجا سحر دارد * حلاوتى كه تو دارى كجا به اشعار است
مگر نه پيش قدت سرو مانده پا در گل * مگر نه پيش جمالت گل چمن خوار است
غنىزاده به سال 1313 شمسى در تبريز وفات يافت و در گورستان طوباييه دفن شد .
مرحوم اميرخيزى در قصيدهيى چنين گفت :
نگونسار اى آسمان بلند * چه دارى ز آزادگان دل نژند . . .
جهان اژدهايى است مردم شكر * دل اندر جهان تا توانى مبند
نگه كن غنىزاده محمود را * سخنور دبير آن مدير سهند
چگونه كشيدش به كام اندرون * دم آهنج اين اژدر آزمند